صفحه اصلی
با كليك بر روي عكس به ادامه مطلب برويد
Tag:آشنایی




ایل زرزا

زنهای ایل زر زا كاملاً مطیع شوهران خود هستند و بدون صلاحدید و اجازه همسران خود كاری انجام نمی‌دهند و شوهرها تا بتوانند از آنها كار می‌كشند و به راستی...
ادامه مطلب...  


"آشنایی با مبانی انیمیشن سازی در 3Ds Max ( ساخت انیمیشن های جذاب و باورپذیر )
ادامه مطلب...  


"دوره خود شکوفایی دکتر آزمندیان آشنایی با تکنولوژی فکر و بحث فکر، باور و روحیه
ادامه مطلب...  


"آموزش و آشنایی کار با Visual Studio 2008 در آموزش مالتی مدیا به صورت کامل و جامع
ادامه مطلب...  


"آشنایی با SharePoint و برنامه نویسی و سفارشی سازی آن
ادامه مطلب...  


"آشنایی با بیش از ۴۰۰ خط تولید (7DVD)
ادامه مطلب...  


"مجموعه سی دی های آشنایی با فن آوری اطلاعات
ادامه مطلب...  


"آشنایی با نحوه آزمون آیلتس به صورت تصویری

آشنایی با نحوه آزمون آیلتس به صورت تصویری

دسته آموزش زبان زیردسته انگلیسی

ادامه مطلب...  

همانطور که ميدانيد يکي از اصلي ترين عمليات کامپيوتر در هنگام روشن شدن عمليات POST يا Power On Self Test ميباشد. که تمامي نرم افزارها و قطعات سخت افزاري لازم براي بوت سيستم را تست کرده و آماده به کار ميکند و در واقع کامپيوتر شما بعد از فشردن کليد Pwoer توسط شما، در ابتدا تمامي فرمانها را از بايوس کامپيوتر دريافت مي کند. از اينرو بايوس وظيفه دارد که مشکلات سخت افزاري را به شما گوشزد کند. همه بايوس ها در هنگام درست بوت شدن سيستم يک بوق کوتاه در شروع کارد ميزنند که اين بوق به معني درست و کامل کار کردن تمامي نرمافزارها و سخت افزارهاي اصلي سيستم است، اما گاهي نيز اتفاق مي افتد که يک يا چندي از برنامه ها يا قطعات معيوب شده يا به عللي از انجام وظيفه باز مي مانند، اينجاست که بايوس با تنها راه ارتباطي مستقيم با کاربر ( بوق ) شما را آگاه مي سازد. اما تا وقتي که از مفهوم بوقهاي بايوس اطلاع نداشته باشيد تشخيص اينکه کدام يک از قطعات وظيفه خود را به خوبي انجام نميدهد، تقريبا غير ممکن است. ورفع اشکال را با سختي و مشقت بسيار همراه ميکند. در ادامه بوقهاي اصلي دو شرکت بزرگ توليد کننده تراشه بايوس (AWARD و AMIBIOS) را شرح داده ايم. كدهاي بوقي بايوس AWARD : بايوس آوارد عمدتا به پيامهاي خطا براي آگاه کردن کاربران از وجود مسئله اتکا دارد، اما چند کد بوقي مشهور وجود دارد که اين تراشه بايوس توليد ميکند: تعداد بوقها در عمليات Post مفهوم بوق نا محدود (تکرار شوند) خطاي حافظه سيستم يک بوق بلند پس از دو بوق کوتاه خطاي کارت گرافيک يک بوق باند پس از سه بوق کوتاه خطاي گرافيک يا حفظه گرافيک بوقهاي با ارتفاع بالاي نا محدود (تکرار شونده) خطاي داغ شدن پردازنده بوقهاي با ارتفاع بالا ،با ارتفاع پايين ( تکرار شونده) خطاي پرازنده کدهاي بوقي بايوس AMIBIOS : بايوس AMIBIOS محصول شرکت American Megatrends يکي از بايوسهاي متداول است و آخرين نگارش تعدادي کد بوقي دارد که اشکالات زمان بوت شدن را به کاربران مي گويد: تعدا بو قها در زمان راه اندازي (پيش از POST) مفهوم بوقها 1 ديسکت را در ديسکران A: قرار دهيد 2 فايل AMIBOOT.ROM بر روي ديسکت بوت شدني نيست 3 خطاي حافظه سيستمي 4 عمليات روز آمد سازي بايوس موفقيت آميز بوده است 5 خطاي خواندن ديسک 6 خرابي فرمان صفحه کليد 7 حافظه فلش بايوس تشخيص داده نشده است 8 خرابي کنترل کننده ديسکت ران 9 خطاي مجموع بررسي (checksum) بايوس 10 خطاي پاک کردن حافظه فلش 11 خطاي برنامه سازي حافظه فلش 12 اندازه فايل AMIBOOT.ROM درست نيست ( يا حضور ويروس) 13 نا همساني تصوير BIOS ( فايل ROM دقيقا همان نسخه درون بايوس نيست) تعداد بوقها در زمان POST 1 خطاي Timer احياي حافظه سيستم 2 خطاي پريتي حافظه سيستم 3 خطاي آزمايش خواندن / نوشتن حافظه سيستم 4 زمان دار تخته مدار مادر کار نميکند 5 خطاي پردازنده 6 کامپيوتر نمي تواند به حافظه حالت حفاظت شده برود 7 خطاي استثنای عمومي (مربوط به پردازنده) 8 خطاي حافظه نمايش ( مربوط به کارت ويدئويي) 9 خطاي مجموع بررسي AMIBIOS ROM 10 خطاي خواندن / نوشتن رجيستر CMOS 11 اشکال آزمايش حافظه نهانگاهي (cache) نکته : اگر موقع عمليات POST يک ، دو يا سه بوق بشنويد، تعويض کارتهاي RAM را در نظر بگيريد يا دست کم آنها را بررسي کنيد تا اطمينان يابيد که درست نصب شده اند. اگر در عمليات POST هشت بوق بشنويد اطمينان يابيد که کارت ويدئويي درست نصب شده است، ممکن است لازم باشد که آن را عوض کنيد. اگر موقع عمليات POST تعداد بوقها با آنچه گفته شد متفاوت بود ( چهار تا هفت يا 9 تا يازده بوق)، ممکن است يک مطئله جدي در تخته مدار مادر يا قطعات ديگر وجود داشته باشد، کامپيوتر را به يک تعميگاه تخصصي ببريد.

نویسنده: اصغر کریمی

 

چند وقت پیش در جلسه ای در کنار دوستان NAP Team در مورد بحران ۳۰ سالگی مبحثی مطرح شد که باعث شد من در مورد این موضوع سرچ کنم و آن را در خدمت شما قرار دهم، امیدوارم مورد استفاده شما دوستان قرار بگیره.
روانشناسان رشد معتقدند که در بعضی سن های خاص همه انسان‌ها بحران‌های روانی را تجربه می‌کنند، یکی از اینها «بحران ۳۰ سالگی» است.
ادامه مطلب...  


"دوره خود شکوفایی دکتر آزمندیان آشنایی با تکنولوژی فکر و بحث فکر، باور و روحیه
ادامه مطلب...  
آشنایی كودك با مهد كودك
كودك از 3 سالگی آماده ورود به مهد كودك می شود. اما در این بین نگرانی والدین و وابستگی كودك ، مشكلاتی پدید می آورد . به عبارتی از یك طرف والدین هنوز مطمئن نیستند كودكشان آمادگی لازم را دارد و از طرفی دیگر كودك هنوز خود را وابسته حس می كند و ممكن است نخواهد از خانواده جدا شود . البته این امر برای همه بچه ها یكسان نیست و بعضی به راحتی محیط مهد را می پذیرند و به آن دلبستگی پیدا می كنند . اما در مورد كودكان وابسته ، كارشناسان توصیه می كنندكه والدین برای حل این مشكل قاطعیت داشته باشند . اول فكر كنند چه چیزی به صلاح فرزندشان است ، بعد تصمیم آخر را بگیرند . در این مورد نباید والدین احساساتی شوند ، باید بتوانند گریه های كودك را موقع ورود به مهد تحمل كنند ، مانند زمانی كه گریه های كودك را موقع واكسن زدن تماشا می كنند . چرا كه به گفته محققین" واقعاً مهدكودك مانند واكسن عمل می كند و می تواند فرزند ما رادر برابر آسیب های بسیاری واكسینه كند ."
در مورد بچه های وابسته ، برخی از كارشناسان معتقدند بهتر است ورود آنها را به مهدكودك ، جلوتر بیندازیم.در این باره تابستان زمان مناسبی است ، چرا كه كلاس پیش دبستانی تعطیل است و مهدكودك خلوت تر و مربی ها می توانند برای هر كودك زمان بیشتری را صرف كنند تا كم كم به محیط آنجا خو بگیرند از طرفی بچه ها می توانند از برنامه های تفریحی نیز بیشتر لذت ببرند .
ادامه مطلب...  

ماجرای ممیزی و سانسور کتاب در جمهوری اسلامی، مثل بسیاری دیگر از حوزه‌های فرهنگی، حکایت مولوی است از فیل در اتاق تاریک. این تاریکی و عدم شفافیت که "بی‌تردید" موجد و موجب فساد است؛ سال‌هاست که گریبان فرهنگ ما را گرفته است و ظاهرا هم کسی نمی‌خواهد به داد آن برسد. برخورد‌های سلیقه‌ای، رشد نشر زیر زمینی و از همه ‌مهم‌تر عدم امکان ارزیابی و نظارت به دلیل وجود نداشتن آئین‌نامه‌های شفاف و جامع و خلاصه بی‌قانونی، همگی حاصل این تاریکی است.

 

آنچه می‌آید قرار "بود" اولین مصاحبه‌ی رسمی با یک بررس کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد. بود؛ چرا که مصاحبه‌شونده پس از گذشت چند ساعت از مصاحبه، اعلام کرد که از این گفتگو راضی نیست و مایل نیست که به هیچ‌وجه این گفتگو منتشر شود. اما از آنجا که باز شدن این فضای انتقادی، به زعم ما نه تنها لازم، که حیاتی است، ذیلا این مصاحبه با مسئولیت کتاب‌نیوز ــ و لو مصاحبه‌شونده منکر گفتگو شود، که البته حق با اوست! ــ منتشر می‌شود. و العاقبة ‌لاهل التقوی والیقین.

 

 

 

فکر می‌کنم این اولین مصاحبه‌ی رسمی با یک سانسورچی است.

(با لبخند) بله فکر کنم!

 

*از کلمه "سانسورچی" ناراحت نشدید؟

نه! این کلمه در اذهان جا افتاده است. من خیلی از این کلمه خوشم نمی‌آید، ولی چون می‌دانم که این عنوان خیلی بار منفی قبل را ندارد، مشکلی ندارم. لطف شماست.(با لبخند عصبی)

 

*قبل یعنی کی؟

منظورم قبل از انقلاب بود. به گمانم اگر در خصوص نظام نظارت و کنترل محصولات فرهنگی در دوران شاه خبر داشته باشید، هرگز به کاری که الان در وزارت ارشاد ما انجام می‌شود اطلاق "سانسور" نخواهید کرد.

 

*ظاهرا شما سابقه‌ای در "سانسور" در قبل از انقلاب دارید! ممکنه پس خودتان را کاملتر معرفی بفرمایید و بگوئید با چه سابقه‌ای برای اعمال نظر در حوزه کتاب به وزارت ارشاد دعوت شده‌اید؟

قرار قبل از مصاحبه‌ی ما این نبود. شما در مورد فرآیند کار بنده خواسته بودید و موضوع شخصی نبود. (با عصبانیت و صدای کمی بلندتر از عادی) در ضمن اینجا بنده خیلی هم موضوعیتی ندارم. من فقط یک نماینده‌ام. شما مثلا به ارزیاب مالیاتی که برای محاسبه مالیات خدمت شما می‌رسد که کاری ندارید. دارید؟

 

*این سوال را برای این پرسیدم که نخواستم در فضای انتزاعی با هم حرف بزنیم و بعد مخاطب هیچ حس مشترکی با این گفتگو نکند. اصلا برای بنده (در مقام یک پرسشگر) این خودش نکته مهمی است که شما به عنوان یک بررس با چه سابقه‌ای به اداره کتاب دعوت شده‌اید. آیا رزومه شما دخلی در انتخاب شما نداشته است؟

چرا بی ارتباط نبوده است. بنده فوق لیسانس [...] دارم. مدتی در [...] به عنوان نیروی فرهنگی قرارداد بستم و چند پروژه فرهنگی سنگین چند ساله داشتم. بعد به سازمان تبلیغات اسلامی رفتم. مدتی هم همزمان با کارشناسی فرهنگی برای آنجا، تدریس کرده‌ام. و در همه‌ی این احوال از حوزه‌ی کتاب لحظه‌ای جدا نبودم.  

 

*سمت شما الان در اداره کتاب چیست؟

بنده بررس گروه [...]در اداره کتاب هستم. البته خیلی روند ثابتی نیست. ممکن است بنا به صلاحدید به بخش دیگری بروم و یا اصلا بررس نباشم.(!)

 

*این خبری که منتشر شد مبنی بر اینکه تمام اداره کل ارشاد استان‌ها کتاب‌هایشان را برای صدور مجوز باید به تهران بفرستند درست است؟

بله، بعضی از کتاب‌ها به تهران می‌آیند. ببینید این یک روند است که توضیح خواهم داد. اداره کتاب دولت نهم تصمیم بر ایجاد یک نظام هماهنگ گرفت که طی آن برای جلوگیری از بی‌نظمی و سوءمدیریت در صدور مجوز، کتاب‌های خاصی به تهران می‌آیند.

 

 

*چند نفر در این بخش با شما کار می‌کنند؟

 

زیر نظر بنده که نیستند. همکاران بنده حدود بیست نفرند.

 

*کمی برای این حجم زیاد کار تعداد نیرو و توان‌تان کم نیست؟ همین مساله باعث سرعت خیلی کم موجود در روند صدور مجوز نمی‌شود؟

(لبخند) خیر. علت سرعت کم خیلی به این مساله مربوط نیست. هر چند با صداقت عرض می‌کنم که نیروی کار ما به نسبت حجم کتاب‌هایی که عرضه می‌شود خیلی کم است.

 

*در خصوص روند کلی صدور مجوز بفرمائید.

ببینید امور یک کتاب وقتی از سوی ناشر به اتمام رسید به بخش شابک کتابخانه ملی فرستاده می‌شود. بعد که شماره کتابخانه ملی ایران و شناسه بین‌المللی گرفت، به اداره کتاب وزارت ارشاد ــ بهارستان ــ ارسال می‌شود و رسید می‌گیرد. بعد در یک روند و چرخه مشخص مورد ارزیابی‌ دقیق قرار می‌گیرد.

 

*شما طبق چه ملاک مشخصی اقدام به اعمال ارزیابی خود از کتاب می‌کنید؟

ببینید یک بخشی‌ از ارزیابی که طبق ملاک اصلی تمام کشورها که همان مواد قانونی قانون اساسی است انجام می‌شود. مثلا توهین به سران نظام. در همه جای دنیا شما اجازه چاپ رسمی، علنی و قانونی کتابی که مشتمل بر توهین به سران نظام موجود در کشور است نمی‌دهند. بخش دیگر هم طبق آئین‌نامه‌های داخلی است. نظیر آئین‌نامه‌هایی که شورای عالی انقلاب فرهنگی دارد. یا آئین‌نامه داخلی وزارت خانه و نظرات مدیریت اداره کتاب.

 

*اینها که فرمودید خیلی قانونی و شفاف نیست! ببینید بحث در ملاک بودن قانون اساسی نیست. اشکال در برداشت است. چه کسی قرار است تشخیص دهد که یک پاراگراف از یک کتاب هشتصد صفحه‌ای جامعه‌شناسی که در خصوص نظریه قدرت است و رویکرد "نقد تفکر" هم دارد توهین به سران نظام است یا نه؟ شما با چه صلاحیت قانونی اقدام به  برداشت از قانون اساسی می‌کنید؟

بحث در برداشت‌های شخصی‌ نیست. بالاخره باید یک گروه کاشناس در بخشی از دستگاه فرهنگی اقدام به نظارت و ارزشیابی در حوزه کتاب (و سایر حوزه‌ها) بکنند. الان در خصوص این برداشت فقط ما متهم نیستیم. هر کس در مقام تصمیم گیرنده اجرایی به برداشت خود از قانون عمل کند از سوی برخی حتما مورد اعتراض و حمله شدید قرار خواهد گرفت. شورای نگهبان در قانون اساسی هست یا نیست؟

 

*بله.

آیا قلمرو وظیفه‌اش اعمال و اعلام نظر درباره قوانین کشور نیست؟! پس چرا به او حمله می‌شود؟

 

*خیر وظیفه شورای محترم نگهبان اعلام و انجام نظر شخصی نیست. شورای نگهبان تنها مرجع رسمی برداشت از قوانین کشور است. بعد هم مجمع تشخیص نظام که در موارد خاصی موظف به ارائه نظر است. در ثانی در نظر داشته باشید که نظرات نهادهایی مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان خیلی بزرگ‌تر و تخصصی‌تر از نظر یک کارمند در اداره کتاب ارشاد.

قبول دارم فرمایش شما را! ولی بحث ما مصداقی است؛ نظر اجرائی و عملی شما چیست؟

 

*بنده وقت شما را  گرفته‌ام که نظر شما را بدانم نه اینکه نظر خودم را بگویم.

فکر می‌کنم بهتر باشد عرض بنده درباره‌ی روند اجرائی تمام شود.(!) ما در مورد هر کتاب اشکالاتی که به نظر‌مان می‌رسد را به ناشر اعلام می‌کنیم. البته این در صورتی است که کلیت کتاب اشکال اساسی نداشته باشد.

 

*یعنی ابتدا کلیت کتاب باید مورد تصویب قرار گیرد؟

بله. البته تصویب که نمی‌شود گفت؛ ولی برای ما به حسب موضوع اصلی کتاب، نویسنده، ناشر و فهرست کتاب، را‌ه‌هایی برای تشخیص وجود دارد.

 

*پس سابقه‌ی نویسنده و ناشر مهم است؟

بله هر دو. مثلا کتاب علامه طباطبایی نیازی به بررسی و تائید صلاحیت ندارد. اصولا ایشان باید صلاحیت اساتید ارشد و محققین ما را تعیین کنند. یا مثلا انتشارات [...] با بیش از پنجاه سال کار دیگر برای همه روشن است که چقدر اعتبار دارد. ما با بسیاری از افراد در این حوزه تکلیف‌مان روشن است.

 

*و با بسیاری از افراد هم  هنوز تکلیف‌تان روشن نیست؟

(با لبخند و کمی عصبی) خیر مشخص است. خب اگر اشتباهی هم صورت گرفت، حاضر به اصلاح هستیم.

 

*یعنی مؤلف و ناشر می‌تواند با شما درخصوص علل مشروط شدن یا عدم صدور مجوز صحبت کند؟ ظاهرا خیلی از ناشران و به تبع آن مولفان اصلا نمی‌دانند که کتاب برای چه مجوز دریافت نمی‌کند!

خیر این‌طور نیست. ما در اداره کتاب با مولف طرف نیستیم، بلکه رابطه حقوقی ما تنها با ناشر است. بخش ممیزی اشکالات هر کتاب را پس از پایان روند بررسی آن، طی یک فرم به ناشران اعلام می‌کند.

 

*برخی از ناشران هم گویا در "لیست سیاه" قرار دارند. می‌شود اسم این ناشران را بفرمائید.

بنده هرگز از وجود چنین لیستی خبر ندارم. ببینید آقای نوری! وزارت ارشاد با  هیچ ناشر و نویسنده‌ای دشمنی ندارد. لیست سیاه یعنی توهین به افکار جامعه. البته از این تبلیغات منفی و جنگ‌های روانی وجود دارد. متوجه باشید که بنده و دیگر همکارانم اصلا از نقاط ضعف غافل نیستیم و آن را انکار نمی‌کنیم. ولی این برخورد‌های مسموم را هم منصفانه و مبتنی بر واقع نمی‌دانم. نکته دیگری هم اینجا باید ذکر کنم و آن اینکه در وزارت فرهنگ و ارشاد دولت نهم برخی موضوعات اعلام شده‌اند که هرکدام از ناشران و نویسندگان بر اساس آن تولید محتوا داشته باشند، مورد حمایت جدی قرار می‌گیرند. مثل دفاع مقدس، مولوی، انقلاب و وحدت اسلامی.

 

*آیا در کتاب‌های تخصصی و فوق تخصصی هم همان کارشناسانی ممیزی می‌کنند که در کتاب‌های غیر تخصصی؟

اساسا در کتاب‌های فوق تخصصی غیر از موضوعات دینی، تاریخی و سیاسی ما به معنای مرسوم ممیزی نداریم. معنی هم ندارد و کار بیهوده‌ای است. مثلا یک کتاب درباره اوضاع ژئوفیزیک پلیت‌های اطراف کوه دماوند را چند روز پیش آورده بودند برای مجوز. کارشناس محترم حدود دو ساعته مجوز انتشار کتاب را صادر کرد.(!) یا مثلا کتاب‌های مهندسی و صنایع و مدیریت سازمانی و هزارن موضوع تخصصی شبیه به این، ارزیابی کلی می‌شوند و اینجا دیگر خیلی کتابی به مشکل برخورد نمی‌کند. البته کتب حوزه‌های دیگر هر چقدر هم که تخصصی باشند با حساسیت بیشتری مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت.

 

*ولی به ناشر می‌گوئید کلمه "پستان" را از روی جلد یک کتاب فوق تخصصی ضد سرطان بردارد و هر چه ناشر از سوی مولف به شما اعلام می‌کند که کلمه‌ی "سینه" که بررس محترم پیشنهاد داده است؛ کلمه‌ی درستی نیست (معنای علمی سینه، قفسه‌ی سینه است) مورد قبول قرار نمی‌گیرد. کتاب ماه‌ها معطل می‌شود تا آنجا که نویسنده که پزشک سرشناس تشخیص سرطان است به روزنامه‌ای نامه سرگشاده می‌نویسد.

عجب محاکمه‌ای! قبول دارم اشکالات زیادی در کار است.

 

*همه‌اش مبنی به نبود ملاک روشن و شفاف یا آئین‌نامه‌ی قانونی نمی‌شود؟

چرا می‌شود. ولی نبود آئین‌نامه‌ی جامع به ما ربط ندارد. اصلا مگر قرار است اداره‌ی کتاب آئین‌نامه بنویسد. آئین‌نامه‌ی ممیزی کار مدیریت فرهنگی نظام است. وظیفه‌ی کمیسیون فرهنگی مجلس، مجمع تشخیص یا مثلا شورای عالی انقلاب فرهنگی است. کار نخبگان فرهنگی و مسئولان نظام است.

 

*آیا شما از مسئولان درخواست کرده‌اید؟

هر چند این جزء مسائل روشن‌تر از روز و از وظایف بدیهی این‌هاست. ولی بله بنده به شخصه چندین بار به مسئولین مربوط کتبا و شفاها گفته‌ام. اساسا قبل از اینکه بخواهم بررس کتاب باشم به این مساله به عنوان یک محور جدی کمبود نگاه می‌کردم.

 

 

*این‌روزها که خودتان بررس کتاب هستید؛ چقدر کارتان را در رونق و کساد بازار نشر کشور موثر می‌دانید؟

بنده هرجا که باشم با علاقه و اشتیاق خاصی به کتاب و تمام حواشی‌اش فکر می‌کنم. واقعا قبل از ایجاد این توفیق اجباری خودم یک خوره‌ی کتاب بودم. طبعا بنا به همین روحیه رونق بازار کتاب باعث رونق روحم می‌شود. ولی باز تکرار می‌کنم که در وزارت ارشاد دولت فعلی و در طی این دو سال و نیم واقعا بنای ما ایجاد کسادی و رخوت در حوزه‌ی کتاب نبوده و نیست. نمی‌دانم این برداشت از کجا در شما ایجاد شده است! ولی این خیلی بدیهی است که هیچ مدیر دولتی نمی‌خواهد برآیند مدیریتش حتی از حیث شاخصه‌های کمی، ضعیف و غیرقابل دفاع باشد.

 

 

*شما واقعا افول تیراژ کتاب‌ها و کمی عناوین جدید را رد می‌کنید؟

به صورت کلی بله. ولی عرض بنده این است که شما نمی‌توانید هرچه سوء رفتار در کتاب کشور می‌بینید را بر دوش ما در بخش بررسی و ممیزی بگذارید و ما را مقصر معرفی کنید. این که درست نیست.

 

*عادت دارید همه چیز را اینقدر بد برداشت کنید! شما به عنوان یک کتاب‌خوان (نه یک بررس) پای درد دل ناشر و نویسنده نشسته‌اید؟

بله من با بسیاری از نویسندگان و ناشران رفاقت قدیمی دارم. البته عموما نمی‌دانند که بنده ممیز کتاب‌شان ممکن است باشم.

 

*تا به حال کتاب‌های دوستان نویسنده یا ناشر خود را هم ممیزی کرده‌اید؟

(بلند می‌خندد) بله یکی دو بار پیش آمده که واقعا در اثنا و بعد از اتمام کارم متوجه آشنایی شدم. اساسا هرگز اجازه نمی‌دهم که موضوع کاری‌ام با موضوع رفاقتم تداخل و تقابل پیدا کند. قطعا اگر برادر خودم هم کتاب نامناسبی بیاورد، که علی‌الاصول چاپ نباید بشود، هرگز نخواهم گذاشت مجوز بگیرد. حتی اگر زیر دست خودم هم نیاید.(!)

 

*شغل شما یک "حرفه‌ی پنهان" محسوب می‌شود؟

هم بله هم نه! "نه" به این معنا که کار بنده با یک کارشناس امنیتی وزارت اطلاعات(!) قابل مقایسه نیست و آن حساسیت‌ها را به هیچ عنوان ندارد. "بله" به این معنا که هیچ کس مصحح برگه‌های امتحان نهایی خود را نمی‌شناسد. هرچند که او هم یک کارمند ساده‌ی آموزش و پرورش و یک معلم معمولی است.

 

*آینده‌ی شغلی و نهایت پیشرفت در حرفه‌ی شما چیست؟

کار ما یک نوع کارشناسی است. نهایتا هر کدام از ما در هر رشته‌ای با وجود ممارست و ادامه‌ی کار در طول چند ده سال یک کتاب‌شناس خواهیم شد. البته همان‌طور که گفتم از دید من با تصحیح برگه امتحانی شاگردن ممتاز مصحح، یک معلم خبره نمی‌شود.

 

*چند ده سال؟! یعنی بررس‌ها در دوره‌ی وزارت هر وزیر تغییر نمی‌کنند؟!

البته غالبا چرا. ولی به طور کلی، اگر تغییر نکنند.(!)

 

*نظرتان درباره‌ی مافیای کتاب کشور چیست؟ با این توجه که مافیاها در همه جای دنیا هم در دولت‌ها رخنه می‌کنند و هم در بازار و محل توزیع؟

در وزارت نفت با آن حجم انبوه از درآمد و دخل و خرج‌های غیر آشکار، هنوز بسیاری از مدیران ارشد از جمله وزیر سابق نفت وجود مافیا را اکیدا مردود می‌دانند؛ شما به من جواب بدهید مگر چه مقدار عایدی در حوزه‌ی فرهنگ وجود دارد که بخواهیم تصور وجود مافیا را بکنیم؟

 

*من به عنوان مصاحبه‌گر مجددا از شما می‌خواهم سوالاتی را که نمی‌خواهید جواب بدهید با سوال مکرر به خودم برنگردانید!

پس برای اینکه بی‌جواب نمانده باشید خدمت شما بگویم که در همه‌ی دولت‌ها و در تمام  وزارتخانه‌ها، نمی‌توان باب رانت و سوءاستفاده را به شکل کامل و مطلق بست. همیشه و در همه‌ی بزنگاه‌ها افراد سودجوی فاسدی هستند که کارشکنی کنند و فساد اداری داشته باشند. در برخی زیرمجموعه‌های وزارتخانه هم برخی از ذی نفوذها وجود دارند که سال‌های سال است کار چاق کنی فرهنگی می‌کنند. نه در این دوره که از سال‌ها قبل. برای اینها وزیر و وکیل و مدیر و مشتری خیلی توفیری ندارد! آشکار یا پنهان کاری که بخواهند را پیش می‌برند. ولی اینکه یک گروه مشخص شناسنامه‌دار با لابی کردن و ارتباط پشت پرده، یک جریان فاسد را در بدنه ایجاد کرده باشند؛ من بی‌خبرم و تکذیب می‌کنم.

 

*در خصوص قیمت ممیزی کتاب چیزهایی شنیده‌ام مبنی براینکه برای هر صفحه [...] تومان پرداخت می‌شود و ممیز محترم با این حساب کتاب‌های زیادی را برای ممیزی قبول می کند و بعد آنها را بین مشتی از دوستان خود، پخش می‌کند تا زودتر به پولش برسد. اصلا کارتان چه طور است؟ تامین مالی می‌شوید؟

اجازه بدهید در این خصوص چیزی نگویم. از مسوولان ارشد وزارتخانه بپرسید!

 

*از وقتی که در اختیار کتاب‌نیوز قرار دادید تشکر می‌کنم. در خصوص مباحث مطرح شده و جواب‌هایی که فرمودید، اگرچه هنوز خیلی ابهام وجود دارد؛ اما فکر می‌کنم برای اولین بار این مقدار شفافیت هم قابل تقدیر باشد.

بنده هم از لطف شما بسیار ممنونم وامیدوارم این مصاحبه برای من دردسر درست نکند.(!)

 

منبع سایت کتاب نیوز

 


"آشنایی با ویندوز سرور 2008
ادامه مطلب...  


"آشنایی با روند های کاری در استدیو های فیلم سازی هالیوود
ادامه مطلب...  
<< شروع < قبلی 1 2 بعدی > انتها >>
Powered by Tags for Joomla



سرگرمي
 
http://files.parscloob.com/files/74438melodi-468x60.gif

http://files.yektashop.com/uploads/bnr/94148yekta.gif