پسر اینترنتی

وقتی دختر ها و پسر ها دور هم خلوت می کند

دوشنبه, سپتامبر 17th, 2012 | بیوگرافی بازیگران | بدون نظر

بر چسب های مرتبط:
دوربین مخفی دختر ایرانی دختر تهرونی خلوتگاه من دختر دختران فراری پسر اینترنتی دختر تهرانی پسران برتر از گل خلوت خاص دلبر دوربین مخفی دختر خلوت خاص دختر خوشگل دختر ایرانی خلوت نشین عشق دوربین عکاسی خلوت خاص خلوتگه دل خلوتگاه من خرید شارژ خلوت دل خلوت با خدا خلوتگاه عاشقانه خلوت دل

وقتی دختر ها و پسر ها دور هم خلوت می کند www.taknaz.ir

وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند ؟

 
› ادامه مطلب

Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

تفاوت بین پسر و دختر ایرانی

شنبه, ژوئن 30th, 2012 | دانستنی ها | بدون نظر

بر چسب های مرتبط:
بالغرام وائل كفوری تفاوت دختر و پسر ایرانیان انگلستان دختر الیوم السابع پسر اینترنتی تفاوت و ایرانیان سوئد پسر خوشگل پسر بالغرام وائل كفوری كلمات تفاوت زن و مرد ایرانیان دبی العربیة دختر تفاوت دختر و پسر دختر بازی دختران ایرانی ایرانیان مالزی بالغنیم پسر ایرانیان کانادا پسران زیبا ایرانیان آمریکا پسر خوشگل

› ادامه مطلب

Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

پسر پادشاه و دختر فقیر

چهار شنبه, می 2nd, 2012 | بیوگرافی بازیگران | بدون نظر

بر چسب های مرتبط:
پادشاه فقیر فقیر دختر بازی دختران زیبا فقیرترین کشورهای دنیا پادشاه ترفندها پادشاهان ایران شهرام کاشانی پسران خوشگل پادشاهان ایران دختر ترشیده شهرام شکوهی پسر خوشگل پسران خوشگل دختر ایرانی پادشاه عربستان دختر ترشیده فقیرترین کشور جهان پسر خوشگل پادشاه پادشاهان عثمانی داستان سک


روزی روزگاری د خترکی فقیر دل به پسر پادشاه شهر بسته بود آنقدر که روز و شب در رویای او بود. دخترک آنقدر سر به عشق پسر پادشاه سپرده بود که هیچ مردی در چشمانش جلوه نمیکرد. خانواده ی دخترک و دوستانش که از عشق او خبر داشتند به وی توصیه می کردند که دل از این عشق ناممکن برگیرد. و به خواستگارانی که مانند خودش فقیر بودند پاسخ دهد.اما او تنها لبخند میزد . او میدانست که همگان تصور میکردند او عاشق پول و مقام پسر پادشاه شده … اما خودش میدانست که تنها مهر پاک او را در سینه دارد . روزگار گذشت تا خبری در شهر پیچید . پادشاه تصمیم گرفته بود دخترکی را از طبقه اشراف شهر برای پسرش انتخاب کند. اما پسر از پدر خواست تا شرط ازدواجش را خودش تعیین کند. پادشاه قبول کرد . و شاهزاده روزی تصمیم خود را اعلام کرد… وی گفت فلان روز تمام دختران دوشیزه ی شهر به میدان اصلی شهر بیایند تا من همسرم را از میان آنان برگزینم . همه دختران خوب و بد زشت و زیبا و فقیر و دارا به میدان شتافتند و پسر پادشاه در انجا گفت من قصد دارم همسرم را از میان دختران شهر خودم انتخاب کنم اما تنها یک شرط برای همسر من واجب است که من آن شرط را بازگو نمیکنم. تنها یک خواسته دارم … من به تمامی دختران شهر تخم گلی را میدهم و آنان باید تخم گل را پرورش دهند و پس از مدتی گلی زیبا از آن رشد کند. هر دختری که سلیقه ی بیشتری را به خرج دهد و گلدان زیباتری را برای من بیاورد همسر آینده ی من خواهد بود. دختران با شور و شعف تخم گلها را گرفتند که در میان آنها دخترک دل سپرده نیز تخمی از دستان پسر پادشاه گرفت… دوستان دختر او را مسخره کردند که چرا فکر میکنی پسر پادشان میان این همه دختران با سلیقه ی شهر تو را انتخاب میکند …! اما دخترک لبخندی زد و پاسخ داد پرورش گلی که او خواسته نیز برایم لذت آور است… روزها گذشت و کم کم زمان به روز موعود نزدیک میشد … اما دخترک هر چی بیشتر به گلدان خود میرسید و به آن آب میداد و از آن مراقبت میکرد گلی از آن نمی رویید … او روز به روز افسرده تر میشد . به گفته ی دوستانش پی میبرد . تا روز موعود …. که همه دختران شهر با گلدانهایی زیبا و خوشبو راهی قصر شدند … یکی گلدانی از یاس های وحشی و دیگر نیز گلدانی از رز های سرخ در دست داشتن یکی شب بوهای معطر و دیگری لاله های قرمز… اما دخترک عاشق با گلدانی خشک و خالی راهی شد. تنها به این امید که یک بار دیگر پسر پادشاه را ببیند … شاهزاده که گلدانها را یکی یکی میگرفت چشمش به گلدان دخترک افتاد و او را صدا کرد … سپس به نزد پدرش رفت و در گوش او چیزی گفت و پادشاه لبخندی به لب اورد … پسر پادشاه بانگ بر آورد که همسر آینده من این دخترک است که گلدان خالی به همراه آورده … همهمه ای راه افتاد همه حتی دخترک با تعجب به وی نگاه میکردند… که پسر پادشاه گفت: مهمترین شرط من برای ازدواج صداقت همسرم بود … در حالیکه تمام تخم گلهایی که به دختران دادم سنگ ریزه ای بیش نبود و قرار نبود گلی از آن بروید ! و تنها کسی که به دروغ متوسل نشد این دخترک بود …! پس وی هیچ گاه در زندگی به من دروغ نخواهد گفت ………
 

› ادامه مطلب

Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

تراوین

دسته بندی

متا

جستجو