همسر

اسارت دردناک در روز تولد+عکس

چهار شنبه, ژوئن 6th, 2012 | گوناگون | دیدگاه‌ها خاموش

یک زن انگلیسی به همراه همسرش به مناسبت جشن تولد 60 سالگی اش به پارک حیوانات در آفریقا رفت. او به همراه مامور پارک به داخل قفس چیتا ها  رفت و مشغول انداختن عکس یادگاری با آنها شد.
اما پس از چند دقیقه یکی از حیوانات خشمگین شده و به طرف این زن حمله می کند:

http://www.seemorgh.com//uploads/1391/03/05DC-173_966x854.jpg

http://www.seemorgh.com//uploads/1391/03/5DC-649_967x609.jpg

http://www.seemorgh.com//uploads/1391/03/05DC-901_966x1011.jpg
http://www.seemorgh.com//uploads/1391/03/005DC-761_472x757.jpg
سرانجام ماموران موفق می شوند این زن را از چنگال حیوان آزاد نمایند.

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , ,

راز تابلوی جنازه 2زن و 1مرد چیست؟؟؟

چهار شنبه, آوریل 11th, 2012 | گوناگون | دیدگاه‌ها خاموش


تابلویی که می بینید، اثر «وینسنت لوپز» نقاش اسپانیایی قرن 18 روایت کننده ی یکی از داستان های تاریخ ایران باستان است. در لغت نامه ی دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش کبیر عرضه می کردند. در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام « آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود . چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند،کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند. و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد . اما آراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست.
کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد برای جبران عمل زشت خود از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبراداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که در حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند و نیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»
آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه ی خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود ، خود را کشت. هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد.
از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازه ی زن می بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است.

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

آیا همه افسرده می شوند؟؟؟

جمعه, فوریه 17th, 2012 | سرگرمي, مقالات, گوناگون | دیدگاه‌ها خاموش

رویارویی با تجربه‌های ناگوار زندگی مانند طلاق، بیکاری، سوگواری و یا هر نوع شکست دیگر باعث افسردگی در بسیاری از افراد می شود. پس چرا بسیاری دیگر در اثر این اتفاقات افسرده نمی‌شوند؟

فردی که در اثر این تجربه‌ها افسرده نمی‌شود دارای خصوصیتی است که در اصطلاح روانپزشکی از آن به عنوان “حالت ایستادگی یا مقاومت” یاد می‌کنند.

آنطور که دکتر ربکا الیوت، روانشناش از دانشگاه منچستر می‌گوید همه ما در جایی از خط درجه بندی شده سلامت روانی قرار داریم.

او در این مورد توضیح می‌دهد: “در یک سوی (این خط) کسانی هستند که بسیار آسیب پذیرند و هنگام رویارویی با میزان فشار عصبی کم یا حتی هیچگونه فشاری دچار اختلالات روحی می‌شوند. در سوی دیگر (این خط) کسانی وجود دارند که زندگی بسیار بد و مملو از تجربه های تلخ داشته اند اما همچنان مثبت و خوشبین باقی مانده‌اند.”

به نظر او بیشتر ما جایی در وسط قرار داریم.

اما این مقاومت و ایستادگی چیست؟ آیا چیزی است که ما آن را به ارث می‌بریم، و یا چیزی اکتسابی است؟ آیا می توان ردپای شیمیایی آن را در مغز یافت؟ یا به نحوه پیوند اعصاب و یا فعالیت الکتریکی اعصاب مربوط می‌شود؟ اگر دارای این خصوصیت نیستیم می توانیم آن را به دست بیاوریم؟

متاسفانه جواب همه این سوال‌ها مشابه است. ما حقیقتا نمی‌دانیم. اما دوست داریم و نیاز داریم که بدانیم، زیرا طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، افسردگی بیش از ۱۲۰ میلیون نفر در سراسر جهان را تحت تاثیر قرار می دهد.

بیل دیکین، پروفسور روانپزشک در دانشگاه منچستر می‌گوید: “به نظر ما یک پنجم جمعیت بریتانیا در مقطعی از زندگی‌شان دچار افسردگی می شوند.”

چیزی که باعث نگرانی می شود این است که به نظر او در حال حاضر تعداد بیشتری از افراد نسبت به گذشته دچار افسردگی می‌شوند و علاوه بر آن تاثیر افسردگی بر روی جوانان نیزاین روزها بیشتر شده است.

بیل دیکین، ربکا الیوت و دیگر همکارانشان تحت حمایت شورای پژوهش پزشکی، با بررسی دقیق مغز انسان، تلاش می کنند تا منشا و ماهیت این خاصیت مقاومت را درک کنند.

آنها معتقدند درک بهتر این مسئله ممکن است به نفع کسانی تمام شود که دارای این خاصیت نیستند.

کسانی که مورد تحقیق قرار گرفته اند عمدا از سطوح مختلف انتخاب شده اند. بعضی ها گاه به گاه دچار افسردگی شده اند، بعضی ها بیش از حد معمول با فراز و نشیب های زندگی دست و پنجه نرم کرده اند و بعضی از آنها زندگی نسبتا بهتری داشته اند.

دکتر بیل دیکین می‌گوید این تحقیقات آنها را متوجه عملکرد مغز در این خصوص کرده است. وی از جمله به ” درک انعطاف پذیر” – قابلیت انسان در تطبیق با شرایط مختلف زندگی – و همینطور میزان توانایی مغز برای پردازش و به یاد آوردن خاطرات و موضوعات شادی بخش اشاره کرد.

حافظه عاطفی

افرادی که در این تحقیقات شرکت کردند به چهار گروه مختلف تقسیم شدند. گروه ها عبارتند از افرادی با استرس زیاد، استرس کم، دارای افسردگی و بدون افسردگی.

نمونه ای از آب دهان همه آنها برای اندازه‌گیری میزان هورمون استرس، آزمایش شده است. فعالیت های مغزی بسیاری از آنها نیز اسکن می‌شود تا نشان دهد که هنگام فعالیت های گوناگون کدام بخش های مغز فعال می شوند.

ربکا الیوت می‌گوید: “در یکی از آزمایش ها به آنها تصاویری با بار احساسی نشان می‌دهیم. آنها باید این تصاویر را به خاطر بسپارند. مدت کمی بعد این تصاویرهمراه با تصاویر دیگر دوباره به آنها نشان داده می‌شود. آنها باید از میان همه، آن تصاویر را تشخیص دهند. از این طریق ما می توانیم قابلیت انسان ها در به یاد آوردن موضوعات عاطفی را اندازه گیری می کنیم.”

خانم الیوت می گوید که تحقیقات هنوز کاملا نشده است و به عنوان مثال هنوز نمی‌توان گفت که تفاوت عملکرد مغز بین گروه های مختلف دقیقا چیست.

اما نشانه هایی که موجب دلگرمی است، وجود دارد. ارتباطی که بین میزان خاصیت ایستادگی مغز افراد با چگونگی عملکرد آنها در آزمون های مختلف وجود دارد، یکی از نشانه های دلگرمی است.

دکتر ربکا الیوت در این باره می گوید: “مثلا نتایج اولیه تحقیقات نشان داده است افرادی که خاصیت ایستادگی بیشتری دارند، احتمال آنکه تصاویری حاوی صورت‌های شاد به یادشان بماند بیشتر است تا تصاویری با صورت‌های غمگین.”

هنوز مشخص نیست که چگونه پزشکان از تحقیقات اخیر در دانشگاه منچستر می توانند استفاده کنند. چیزی که از آن به عنوان خاصیت ایستادگی مغز یاد می شود، به مخلوطی از فعل و انفعالات بین ژن های انسان ، مواد شیمیایی بدن، شبکه اعصاب در مغز و تجربه های زندگی ما بستگی دارد.

اما به طور کلی پژوهشگران امیدوارند تا با درک فعالیت های مغزی که نشان دهنده خاصیت ایستادگی و مقاومت آن است، به درمان های تازه و یا شیوه های جدید درمان اختلالات عصبی دست یابند.

دارویی برای ایجاد خاصیت ایستادگی؟

بیل دیکین می‌گوید که با استفاده از اسکن های مغزی می‌توان “نمایه علمی‌عصبی” مشکلات یک شخص را ترسیم کرد. این اطلاعات می‌تواند به تصمیم‌گیری درخصوص بهترین روش معالجه، کمک کند.

ممکن است مریضی دارای قابلیت “درک انعطاف پذیر” باشد اما به یاد آوری افکار و خاطره های غمگین گرایش بیشتری داشته باشد.

بیل دیکین می‌گوید: “درک این مطلب به ما فرصت می دهد تا با ایجاد یک برنامه درمانی برای شخص مورد نظر مانع از افسردگی او در آینده شویم.” به گفته او در مرحله اول، این درمان به احتمال زیاد نوعی گفتر درمانی خواهد بود.

اما ربکا الیوت در پاسخ به این سوال که آیا می شود دارویی ساخت که با استفاده روزانه از آن فعالیت مغز را تحت تاثیر قرار داد و خاصیت مقاومت آن را بیشتر کرد، می‌گوید: “به نظرم ساخت چنین دارویی از نظر تئوری امکان پذیر است اما مطمئن نیستم مردم تا چه حد تمایل به استفاده از آن را داشته باشند.”

اما هرچه باشد پیدا کردن راهی برای تقویت خاصیت مقاومت مغز ارزش آن را دارد. فقط کافی است پای صحبت پولین، یکی از افرادی که در تحقیقات دانشگاه منچستر شرکت کرد بشینید.

پولین در دوره ای که بیکار بود و با مشکلات مالی درگیر بود، باید سه فرزندش را به تنهایی بزرگ می کرد، دچار افسردگی شدیدی شد و کاملا منزوی شده بود.

پولین می‌گوید: “احساس انزوا می کردم و دلم می خواست روی تختم بنشینم و گریه کنم. زمانی آنقدر حالم بد شده بود که دیگر نمی خواستم با بچه هایم باشم. آن زمانی بود که به دکتر مراجعه کردم.”

هنوز دارویی برای ایجاد قابلیت مقاومت در وجود ندارد ولی شاید روزی پزشکان بتوانند برای پولین این دارو را تجویز کنند.

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

خانواده یا همسر؟کدام انتخاب شماست؟

جمعه, فوریه 17th, 2012 | سرگرمي, مقالات, گوناگون | دیدگاه‌ها خاموش

یکی از عوامل موثر بر رابطه همسران، رابطه آنها با خانواده‌های طرف مقابل است. مشکلات در این رابطه ممکن است به اختلاف میان زن و شوهر بینجامد و در ایران با توجه به روابط خانوادگی نزدیک‌تر، این تاثیرات شدیدتر است…
از شایع‌ترین الگوهای رابطه با خانواده‌های همسران که ممکن است به اختلاف بینجامد، می‌توان به این موارد اشاره کرد:

1.دیدارهای مکرر و بدون برنامه با خانواده‌های طرفین: یکی از آفت‌های زندگی خانوادگی در ایران، دیدار‌های مکرر، غیرضروری و بدون برنامه زوج‌ها و خانواده‌هایشان است که گاه در طول هفته بارها تكرار می‌‌شود. متاسفانه مشاهده می‌شود زوج جوان هر روز از ساعت مشخصی تا پایان شب به خانه پدری خانم یا آقا می‌روند. این روش زندگی، ممکن است بیانگر وجود اختلاف و مشکلات بین زوج و نشان‌دهنده این باشد كه زوج جوان بدون حضور اطرافیان، قادر به تحمل زندگی دونفره نیستند. وقتی زندگی زناشویی افراد بدون دغدغه و مشکلات عاطفی باشد، زن و مرد برای رسیدن به خانه و در کنار هم بودن لحظه‌شماری می‌کنند.

2.زیاد ماندن یکی از اعضای خانواده طرفین به‌عنوان مهمان در منزل زوج: اینكه مادر یا پدر یکی از زوج‌ها به‌دلیل کهولت سن و تنهایی مدت‌ها در خانه فرزندش زندگی كند، خیلی اتفاق می‌افتد و متداول است ولی گاهی والدین به‌دلیل محبت زیاد یا هر مساله دیگر، به‌مدت طولانی و بدون دلیل در خانه فرزندشان می‌مانند حتی گاهی ممکن است برادر و خواهر یكی از طرفین که سرباز یا دانشجو هستند، در خانه آنها سکونت کنند ولی این مساله آسیب خیلی زیادی به زندگی خصوصی زناشویی می‌زند و باعث بروز اختلاف می‌‌‌شود.

3.مکالمه تلفنی مکرر یا طولانی‌مدت در طول روز با خانواده‌ها: تماس تلفنی با اعضای خانواده، راهی است برای برون‌رفت زن و شوهر از تنهایی، زیرا موضوع صحبت نمی‌تواند چیزی جز بازگوکردن مسایل روزمره باشد و همین باعث می‌شود پای دیگران به حریم خصوصی زندگی باز ‌‌شود و همسر فرد فکر ‌کند در تصمیم‌گیر‌ها ردپایی از افکار خانواده همسرش وجود دارد و احساس ناامنی زمانی در او ایجاد می‌‌شود که متوجه ‌‌شود گاهی در این گفت‌وگوها رازهای خصوصی زندگی‌تان فاش می‌‌شود و همین مساله باعث خواهد شد ترجیح دهد به ناچار مطالبی را در خانه بازگو نکند که باعث دوری زوج از هم خواهد شد.

4.دخالت خانواده‌ها در امور اقتصادی زوج: این دخالت‌ها باعث شکست احتمالی زوج‌ها می‌شود، حتی اگر با نیت خیرخواهانه باشد. ادامه این دخالت‌ها در امور اقتصادی، ممکن است باعث برهم خوردن زندگی زوج و حتی طلاق هم شود.

5.تحمیل‌کردن راه و رسم زندگی به زوج جوان: در بعضی از مناطق ایران که زندگی سنتی حکم‌فرماست، وقتی دختر جوانی به همسری پسری درمی‌آید، خانواده‌ها با بهانه بی‌تجربگی آنها، وادارشان می‌كنند در كنار خودشان زندگی کنند تا راه و رسم زندگی کردن را به آنها بیاموزند! اما سوال اینجاست اگر دختر و پسر راه و رسم زندگی را نمی‌دانند، چرا اجازه نمی‌دهند این آموزش‌ها را مادر به دختر بدهد و بعد ازدواج كند؟ چرا باید دختری را در سنین پایین به‌عنوان عروس انتخاب کنند که چیزی از زندگی نمی‌داند؟ دلیل آن شاید این باشد که می‌خواهند عروس نوجوان را با ارزش‌های خانوادگی خود بزرگ کنند و عادت بدهند. متاسفانه این روش به‌طور مطلق و قطعی، روشی شکست‌خورده است. نتیجه این هم‌زیستی در سال‌های اول زندگی، چیزی جز نفرت و کینه طولانی‌مدت بین عروس و مادرشوهر نخواهد بود. در دنیای امروز، دختران نوجوان بیش از پیش از طریق تلویزیون و رسانه‌های دیگر
راه و رسم زندگی مستقل را آموخته‌اند. گاهی والدین، بدون اینکه بخواهند زندگی فرزندشان را به هم بریزند، روش‌ها و راهکارهایی به او پیشنهاد می‌کنند که چون براساس عواطف شکل گرفته، ممکن است كمتر منطقی باشد. هركس باید بداند بهترین مشاور در هر زندگی زناشویی، همسر است.

6.وجود افراد خودشیفته در خانواده‌های زوجین: اگر در خانواده زوج، شخصی وجود داشته باشد که فقط به خواسته‌ها و ایده‌های خود بیندیشد و طرفین را وادار به اجرای خواسته‌هایش کند، بدون اینکه کوچک‌ترین توجهی به احساسات، عواطف و علایق آنها كند، زندگی را به بیراهه خواهد کشاند. افراد خودشیفته و خودمحور، دوست دارند تفکرات خود را به همه القا كنند، حتی اگر آن تفکرات با زندگی آنها سازگار نباشد.

7.وجود افرادی در خانواده زوج که به الکل یا موادمخدر اعتیاد داشته باشند: علاوه بر تاثیرات ناخوشایند این مساله در كودكان باید اشاره کرد که بیماران معتاد، قسمت زیادی از انرژی خانواده‌ها را به سمت خود معطوف می‌کنند و باعث ایجاد تعارض و اختلاف می‌شوند. آنها فضای خانه را به سمت بی‌انگیزگی و بی‌مسوولیتی می‌برند.

– چگونه از این آثار زیانبار جلوگیری کنیم؟
توجه به این نكته‌ها به شما کمک می‌کند از آثار زیانبار دخالت بی‌جای خانواده‌ها در رابطه‌تان با همسرتان جلوگیری کنید:

1) در مورد اختلافاتتان با خانواده‌هایتان صحبت نكنید: اولین و مهم‌ترین مساله‌ای که باید بدانید این است که هرگز نباید مسایل و اختلاف‌های خود را بدون اطلاع همسرتان با خانواده‌های خود در میان بگذارید زیرا بعد از مدتی شما با همسرتان آشتی می‌کنید اما خانواده‌ها همچنان تصور می‌کنند زندگی شما پر از بدبختی و مشکلات است و ممكن است دچار ناراحتی و حتی كدورت شوند. آنها وقتی که فکر می‌کنند زندگی شما با مشکل روبرو است، براساس اطلاعات ناقصی که دارند، شروع به دادن راهکارها و راه‌حل‌های اشتباه می‌کنند. مساله دیگر این است كه وقتی والدین از زندگی شما باخبر می‌شوند، ناخودآگاه رفتارشان با همسرتان تغییر می‌کند و حتی زمانی که شما با او آشتی كرده‌اید، این تغییر رفتار ادامه دارد.

2) هرگز وفاداری خود را بین خانواده و همسرتان تقسیم نکنید: همسران باید یاد بگیرند که بعد از ازدواج شخص مقابلشان مهم‌ترین فرد در زندگی‌شان است و اگر قرار باشد بعد از ازدواج همچنان والدین بانفوذترین فرد زندگی باشند، چه اصراری به ازدواج است؟
باور غلطی وجود دارد که بر اساس آن پدر و مادرها فکر می‌کنند اگر فرزندشان همسر خوبی باشد، فرزند خوبی برایشان نیست. زوج‌ها هم به غلط تصور می‌کنند که اگر همسرشان فرزند خوبی برای والدین است، پس همسر خوبی برای آنها نخواهد بود. برقرارکردن تعادل در چنین شرایطی خیلی سخت است. اگر بتوانیم به همسر و پدر و مادرمان بقبولانیم كه هریک جایگاه خاص خودشان را دارند، یک نوع هنرمندی است. اما به عنوان یک قانون روان‌شناختی، باید بپذیریم در تقسیم وفاداری، سهم بسیار عمده از آن همسر است، نه از آن پدر و مادر. اگر به هر دلیلی قادر به عمل با این الگو نیستید، حتما قبل از ازدواج آن را با طرف مقابلتان در میان بگذارید و به او اجازه انتخاب دهید. نکته مهم دیگر این است كه زن و شوهر باید تحت هر شرایطی بدانند باید از یکدیگر در مقابل پدر و مادرهایشان و حتی فرزندانشان حمایت کنند.

3) مرزهای خانواده را مشخص کنید: بدون کوچک‌ترین رودربایستی و تعارفی، با همسر خود در مورد الگوی رابطه با خانواده‌های طرفین از نظر میزان و نحوه رفت‌وآمد، نحوه ارتباط اقتصادی، برنامه زمانبندی ارتباط‌ها و… مذاکره کنید.
زن و شوهر باید درباره میزان کمک‌های احتمالی مالی به خانواده پدری‌شان به همدیگر اطلاع بدهند و در مورد آن با هم مذاکره کنند. در بسیاری از موارد زن یا مرد از الگوی رفت‌وآمد یا الگوی مالی همسرش ناراضی است و وقتی آن را با همسرش در میان می‌گذارد، با واکنش تند و غیرمنطقی او مواجه می‌شود و پس از آن ترجیح می‌دهد سکوت کند و خشمش را در درون خود نگه دارد. هیچ خشمی برای به هم ریختن عاطفه‌ها در خانواده‌ها به اندازه این خشم‌های فروخورده قدرتمند نیست. یکی از مهم‌ترین علل رابطه‌های خارج زناشویی که رفته‌رفته در جامعه ایران در حال تبدیل به معضلی چشمگیر می‌شود، همین خشم‌های سرکوب شده است.
زن و مرد باید درباره هر مشکل و تصمیم مهمی قبل از اینکه آن را با دیگران در میان بگذارند، با همسرشان مشورت کنند. باید دانست كه تا چه اندازه به مشاوره افراد دیگری غیر از همسر نیاز است و با چه کسانی می‌توان مشورت كرد و چه نوع صحبت‌هایی را می‌توان با آنها در میان گذاشت؟ یکی از مهم‌ترین عوامل اختلاف همسران این است که فرد ابتدا تصمیم‌ها را به صورت فردی یا با مشورت خانواده پدری‌ یا دوستانش می‌گیرد و آخرین کسی که از این تصمیم باخبر می‌شود، همسر اوست. این پدیده باعث می‌شود که همسر فرد احساس کند جایگاه واقعی در زندگی همسرش ندارد، این احساس در درازمدت منجر به سست شدن روابط عاطفی می‌شود.
اگر كسی درباره مسایل شما اظهارنظر و دخالتی كرد، از محبت و توجه او با احترام زیاد تشکر کنید اما در نهایت بگویید که تصمیم نهایی را با مشورت همسرتان خواهید گرفت

Tags: , , , , , , , , ,

گزارشی اجتماعی: شکایت از مرده

یکشنبه, فوریه 12th, 2012 | اخبار و گزارش, سرگرمي, گوناگون | دیدگاه‌ها خاموش

امروز مردی بنام اسدا… که برای فرار از دست زن خود دست به حیله تازه‌ای زده بود با صدور قرار از طرف بازپرس شعبه ۱۷ بزندان رفت.

اسدا… در حدود دو ماه قبل از خانه خود فرار کرده و چند روز بعد، اوراقی مبنی بر فوت خود منتشر نمود.

چندی پیش اسدالله ناگهان از منزل ناپدید شد و یک هفته پس از گم شدن اسدالله در حالیکه زنش خدیجه و بستگان وی با مراجعه به بیمارستان‌ها و سایر مراجع درصدد پیدا کردن او بودند یکی از دوستانش نزد خدیجه آمد و با ارائه اوراق چاپ شده‌ای که خبر مدرک اسدالله در آن آگهی شده بود در حالیکه قیافه گرفته‌ای داشت گفت:

خدیجه خانم یک دوست قدیمی از دست من رفت و از همه بدتر آنکه محل دفن او را نمیدانم آمده‌ام بپرسم شما اگر محل دفن شوهر مرحومتان را میدانید بمن هم بگویید تا لااقل سرقبرش بروم و فاتحه‌ای بخوانم.

رفیق اسدالله پس از بیان این مطلب با ابراز تأسف بخدیجه پیشنهاد کرد که مجلس ختمی برای شوهر متوفی خود برپا کند تا یادی از او شده باشد.

خدیجه با توجه به قیافه اندوهناک دوست شوهرش و اوراق چاپی اطمینان پیدا کرد که شوهرش مرده است و بهمین جهت لباس مشکی پوشید و مراسم شب هفت و شب چهلم را برای اسدالله ترتیب داد بستگان اسدالله و خدیجه نیز در این مراسم شرکت کرده و به خدیجه تسلیت میگفتند و حتی دوست اسدالله نیز با تأسف به خدیجه تسلیت گفت و اظهار داشت: من از این به بعد نمی‌توانم جای دوست خود را در این خانه خالی ببینم بهمین جهت کمتر مزاحم میشوم!

شبیه شوهرش را دید
دو ماه از این ماجرا گذشت یک روز خدیجه در حالیکه هنوز لباس مشکی را بعلامت مرگ شوهرش بر تن داشت در خیابان به مردی برخورد کرد که از پشت سر به شوهر مرحومش اسدالله شباهت داشت، خدیجه چند لحظه از دور این مرد را تماشا کرد و بالاخره با شک و تردید بدنبال او براه افتاد ولی چون تصور میکرد این مرد فقط با شوهرش شباهت دارد به همین جهت فقط او را تا نزدیک خانه‌ای دنبال کرد و به خانه خود برگشت.

مرده در خیابان راه میرفت
وقتی خدیجه به خانه برگشت در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود جریان را با چند تن از بستگان خود در میان گذاشت و آنها گفتند: چون بخیال اسدالله بوده‌ای حتما مرد دیگری را با او اشتباه گرفته‌ای؟

خدیجه به هوای دیدار مردیکه شبیه شوهر مرحومش بود بار دیگر در حوالی محلی که دیروز وی را دیده بود به مراقبت پرداخت و تصادفاً آن روز هم بار دیگر با همان مرد روبه‌رو شد ولی این بار او را از روبه‌رو دید و با نهایت حیرت متوجه گردید که این مرد همان شوهر وی اسدالله می باشد که سالم و زنده راه می رود و خیلی هم خوشحال و راضی به نظر می‌رسد خدیجه پس از اطمینان کامل از این موضوع جریان را به کلانتری محل اطلاع داد و ماجرای گذشته و فرار شوهرش و سپس خبر مرگ او را در اختیار مأمورین گذاشت و صبح روز دیگر مأمورین اسدالله را در همان خانه دستگیر و به کلانتری آوردند.

مرگ مصلحتی
اسدالله ابتدا در کلانتری منکر جریان بود و می گفت نام من اسدالله نیست ولی وقتی با خدیجه روبرو شد به هویت خود اعتراف کرد و گفت چون از ادامه زندگی با خدیجه ناراحت بودم و بعلاوه پرداخت مخارج او هم برایم میسر نبود، با طرح این نقشه خواستم خود را خلاص کنم ولی افسوس که خدا نخواست مردن مصلحتی من بیش از این ادامه داشته باشد و این بار خدیجه بجای عزرائیل بسراغ من آمد.
پرونده این ماجرا در شعبه بازپرسی مورد رسیدگی قرار گرفت و بازپرس با صدور قرار اسدالله را بجرم ترک انفاق روانه زندان کرد.

Tags: , , , , , , , , , ,

ازدواجی عاشقانه ولی سنت شکن+عکس

یکشنبه, فوریه 12th, 2012 | سرگرمي, عکس, گوناگون | دیدگاه‌ها خاموش

جیگمی وانگچوک- پادشاه بوتان- در سال ۱۹۸۸ با ۴ خواهر متعلق به یک خانواده متشخص بوتانی ازدواج کرد!! در مراسم ازدواج او که فقط خانواده‌های مهم و موبدان معابد حضور داشتند، برای اولین کودک او نیز نامی تعیین شد. هم اکنون او صاحب هشت کودک است.
www.irannaz.com ازدواج مردی با 4 خواهر! + عکس

سوئد، شاهزاده ویکتوریا و دانیل وست لینگ

ملکه ویکتوریا و دانیل وستلینگ در سال ۲۰۱۰، با یکدیگر ازدواج کردند. این ازدواج در حالی انجام شد که پدر شاهزاده ویکتوریا- کارل گوستاو- صراحتا با این ازدواج مخالف بود و اعلام کرد «داماد او به طبقه اشرافی تعلق ندارد و صرفا مربی ژیمناستیک دختر او بوده است». به رغم این گفته‌ها آن‌ها با یکدیگر ازدواج کردند و در مراسم ازدواج ان‌ها ۱۲۰۰ نفر شرکت داشتند و ۵ میلیون نفر در نقاط مختلف جهان مراسم آن‌ها را به طور زنده تماشا می‌کردند.
www.irannaz.com ازدواج مردی با 4 خواهر! + عکس

شاهزاده سایاکو و یوشیکو کورودا ژاپن

ازدواج شاهزاده ژاپن، بیشتر به ملودرام فیلم‌های عاشقانه شباهت دارد. شاهزاده ژاپنی با پشت پا زدن به سنت‌ها و رسوم خانوادگی خود، در سال ۲۰۰۵ با یوشیکی کورودا- کارمند دولت- ازدواج کرد. موافقت او با این ازدواج به معنای خروج او از خاندان سلطنتی و مبدل شدن او به شهروندی معمولی درجامعه ژاپن بود. در طول عمر ۴۵ ساله خاندان سلطنتی، یوشیکی اولین کسی بود که دست به چنین اقدامی زد و در سن ۳۶ سالگی- پس از موافقت خانواده با ازدواجش- خانواده را ترک گفت و با فرد مورد علاقه خود ازدواج کرد.

Tags: , , , , , , , , , , ,

بی وفایی کی رخ میدهد؟

پنجشنبه, فوریه 9th, 2012 | سرگرمي, عکس, مقالات, گوناگون | دیدگاه‌ها خاموش

بی وفایی زمانی اتفاق می افتد که یکی از دو طرف نقض پیمان کند. اما همین حقیقت هم نیازمند توضیح کامل است. اگر در صورت آشکار شدن خیانت ، همسر شما آن را تقلب و فریب بداند ، پس این واقعا یک خیانت است …
7542_318.jpgتقلب در پیمان زناشویی از داغ ترین موضوعات مورد بحث است و تعهد و وفاداری نیز به همان نسبت ارزش خود را همچنان حفظ نموده است. بی وفایی در ارتباطات زناشویی یکی از بزرگترین مشغله های ذهنی بشر است و شاید این مشغله بعد از جنایت و تعدی ، بزرگترین دغدغه ذهنی بشر باشد. همه افراد از این فاجعه متنفر هستند و در عین حال آماده شنیدن داستانهایی از این نوع می باشند ولی بعضی از افراد حتی تاب تحمل شنیدن آن را هم ندارند. بعلاوه در بسیاری از حماسه ها و داستانهای واقعی از بازتاب بد احساسی و اجتماعی این عمل سخن ها رفته است و بزرگترین مذاهب جهان این عمل را رد نموده است. اما با این حال چرا برای بسیاری از افراد تمکین به یک همسر سخت است؟

به گزارش سلامت نیوز،شاید برای بشر ، اقتدا به یک همسر به طور طبیعی رخ نمی دهد و عوامل بیولوژی، انسان را مستعد جستجو برای داشتن چندین شریک جنسی می کند. این چیزی است که دیوید براش جانور شناس و جودی لیپتون روانکاو در کتاب خود با عنوان “افسانه تک همسری: بی وفایی و وفاداری در حیوانات و انسانها ” بحث می کنند.

طبق گفته این افراد همه حیوانات100% قادر به تمکین به یک همسر در 100% زمان نیستند. تنها حیوانی که به طور جبری باید به یک همسر اکتفا کند ، کرم کدو است که در دستگاه گوارش ماهی زندگی می کند . زیرا جنس نر و ماده این کرم در بدن ماهی به هم آمیخته شده و بعد از آن هرگز از هم جدا نمی شوند. بقیه حیوانات اعم از اکثر انسان ها برای تامین نیاز جنسی خود به یک همسر تمکین نمی کنند.

به گفته لیپتون به منظور کشف این حقیقت که در کدام محل ها ، هنوز تمکین به یک همسر وجود دارد تنها راه ممکن انجام تست DNAاست، تا مشخص شود که چه کسی در کنار چه کسی آرمیده است. ! از نظر این دو نفر بین وفاداری جنسی و آنچه به نام تک همسری اجتماعی وجود دارد تفاوت قابل ملاحظه ای وجود دارد. برای مثال حتی در حیوانات که به منظور زندگی و بقای نسل جفت گیری می کنند، مانند بسیاری از پرندگان ، انجام تست DNA ثابت می کند که جوجه ای که پرورش می دهد مربوط به پدر خانواده نیست. این مورد در انسانها نیز در بعضی موارد صادق است. برای مثال لیپتون می گوید : در یکی از بیمارستانها به منظور تشخیص بیماریهای ارثی کودکان تست DNA ترتیب داده شد و 10% از این بچه ها از نظر ژنتیکی هیچ ربطی به پدر خانواده نداشتند.

اما اشتباه نکنید.!لیپتون و باراش که به مدت 28 سال است در کنار هم زندگی میکنند ، مسئله وفاداری جنسی را امری غیر ممکن ، غلط یا غیر طبیعی نمی دانند. آنها تنها مدعی اند که تمکین به یک همسر برای بعضی از انسانها سخت است و جالب است بدانید که افراد بشر در بخش وسیعی از زندگی خود در صدد کسب مهارتهای پیچیده همچون نواختن ویلون هستند و اگر بخواهیم وفاداری رانیز نوعی مهارت بدانیم باید اعتراف کنیم که بعضی از انسانهای بسیار باهوش و با استعداد در این مورد بسیار ناشی عمل می کنند و یا به عبارتی می توان گفت نمی خواهند این مهارت راکسب کنند. از نظر یک روانشناس به نام پیتر کرامر: انسانهایی که به یک ارتباط پایدار تک همسری اقتدا نموده و واقعا به عهد خود وفادار می مانند، از نظر روحی و عقلی انسانهایی فوق العاده سالمی هستند.

این افراد دارای خصوصیات منحصر به فردی هستند که این امر را برای آنها امکان پذیر ساخته است و می توان گفت ، تمکین به یک همسر در بسیاری از موارد سخت است. از نظر یک آسیب شناس خانواد ، بعضی از افرادی که در زندگی زناشویی خود تقلب می کنند ، افرادی هستند که به آنها لقب تعقیب کننده یا هوسباز داده می شود. آنها مایل به کسب فتوحات بزرگ و قابل توجه هستند و این فتوحات را در قالب داشتن چند همسر و معشوقه درک می کنند. از حیث بالینی این افراد دچار نوعی اختلال شخصیتی خودستایی هستند .

آنها آرزومند و طالب کسب توجه و محبت هستند ، در حالیکه خود قادر به پاسخگویی به این سبک نیستند. بعضی دیگر افراد هم که تاکنون در این رابطه اقدام نکرده اند، ممکن است مستعد این تقلب باشند. آنها آگاه نیستند ک در ارتباط فعلی خود نوعی فقدان و اشتباه وجود دارد و یک اتفاق مثل توجه به مرد یا زن دیگر حس خاصی را در آنها بیدار می کند و لذا در ارتباط با وفاداری خود به همسر اول دچار تردید می شود و پایه های آن تعهد و پیمان اولیه سست می شود.
بعضی دیگر افراد از وجود خلل و محرومیت در ارتباط با همسر اول خود آگاه هستند و سعی فعال در جبران آن دارند (به گونه ای دیگر ، خواه غلط یا درست)

بحران مشهور نیمه زندگی ، یکی دیگر از دلایل تقلب و عدم وفاداری است(و این در حالی اتفاق می افتد که مردان و زنان بچه های جوانی دارند که این مسائل را تجربه ننموده اند و ممکن است مرتکب اشتباه شوند) .مطالعات آماری در این زمینه یعنی بی وفایی در زندگی زناشویی سرشار از نکات نامعلوم است. بعضی از این آمارها مدعی است که حدود 50% زنان و 70% مردان مرتکب این تقلب می شوند. اما بهترین و کاملترین اطلاعات در این باره توسط دانشگاه شیکاگو جمع آوری شده است. طبق آمار این مرکز 15% از زنان و 22% مردان به این حقیقت معترف شده اند که درکنار ازدواج اول خود با افراد دیگری نیز ارتباط داشته اند .

این امر واضحی است که مردان به این بی وفایی بیشتر راغب هستند و هر چه قدر بیشتر عمر کنند درصد این خطا بالا می رود. برای مثال طبق یک مصاحبه مشخص شده که 37% از مردان در سن 50 تا 59 سال و 7% از مردان در سن 18 تا 29 سال به برقراری چندین ارتباط تن داده اند. یعنی درصد خیانت به نسبت افزایش سن بالا می رود. در صورتی که در زنان، خیانت و تقلب در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم(baby boomer) یعنی 1943 تا 1952 (حداکثر زاد و ولد در این زمان اتفاق افتاده است) به حداکثر مقدار رسیده است.

در این زمان حدود 20% زنان به این امر تن داده اند. درحالیکه در بقیه زمانها و تاریخ ، این درصد برای زنان بین 11% تا 15% متغیر است. و اما بعضی از انواع بی وفایی های دیگر علاوه بر برقراری ارتباط جنسی وجود دارد که در محاسبات ذکر نمی شود.مثل ارتباط های معاشقه ای مخفیانه یا گفتگوهای عاشقانه بین افراد ناشناس در اینترنت و یا تماشای صحنه های تحریک کننده مثل استیریپتیز.

بی وفایی زمانی اتفاق می افتد که یکی از دو طرف نقض پیمان کند. اما همین حقیقت هم نیازمند توضیح کامل است. اگر در صورت آشکار شدن خیانت ، همسر شما آن را تقلب و فریب بداند ، پس این واقعا یک خیانت است ، اما ممکن است همسر شما این امر را مسئله ای عادی بداند و یا حداقل تحمل کند و در این رابطه حساسیت نشان ندهد. بنابر این برداشت افراد از این مسئله متفاوت است. بعضی از افراد تا 3 شریک را در بستر خود را ه می دهند ، اما به شدت منکرتقلب هستند . مشکلات دیگری که در بررسی های آماری مربوط به بی وفایی همسران وجود عدم صراحت در بیان است. و به همین خاطر آمار نشان می دهد که 78% افراد ظاهرا متعهد به عهد هستند.

علاوه بر تاکیدات اساسی مذهب و فرهنگ برای وفاداری و حتی در نظر گرفتن تهدیدات کیفری در این زمینه ، باز هم پاداش هایی در قبال این وفاداری در نظر گرفته می شود. تک همسری یک معاهده خانوادگی لازم الاجرا است و رعایت آن برای مردان نیز دارای مزیت است .اول اینکه فرزندی که به سختی و مشقت پرورش می دهند ، لااقل می دانند که از خودشان است. ثانیا یک مرد با موقعیت اجتماعی متوسط لااقل از داشتن یک همسر-که متعلق به خودش باشد- مطمئن است.

در بعضی از گروههای اجتماعی ، مردانی که تشکیل حرمسرا می دهند ، از نظر موقعیت سرامد هستند و قادر به تصرف همه زنان می باشند. اما خوشبختانه در دنیای امروز این مسئله کمتر پیش می آید. تک همسری تعهدی است که در فرهنگ و آداب و رسوم برای مردان و زنان باید رعایت شود ،یعنی تفاوتی بین زن و مرد در رعایت آن نباید وجود داشته باشد.

یکی از بزرگترین نتایج تمکین به یک همسر این است که به همان نسبت که هر دو پیر می شوند ، احساس داشتن کسی که می توانند کاملا به او اعتماد کنند به طور پر رنگ تری جلوه گری می کند و امری دلگرم کننده برای گذری سالم وبدون تنش از این برهه زندگی است و اگر خوب فکر کنیم ، این یک نعمت فوق العاده است.

Tags: , , , , , , ,

تراوین

دسته بندی

متا

جستجو