نقد و بررسی ادبی

قصه‌های آویزان به درخت کریسمس!!

شنبه, فوریه 2nd, 2013 | نقد و بررسی ادبی | بدون نظر

بر چسب های مرتبط:

قصه‌هاي آويزان به درخت کريسمس!!

از دختر کبريت فروش بگيريد تا سرود کريسمس چارلز ديکنز

قصه‌هاي آويزان به درخت کريسمس!!بچه که بوديم کريسمس براي‌مان در کارتون‌هاي تلويزيون خلاصه مي‌شد. هر سال «اسکروچ» نگاه مي‌کرديم و براي «دخترک کبريت فروش» اشک مي‌ريختيم اما بقيه اوقات سال زياد ياد اين داستان‌ها نمي‌افتاديم و مي‌رفت تا زمستان سال بعد. حالا درست است که احساسات کريسمسي ما به تناسب فرهنگ‌مان اصولا زياد نبوده اما ظاهرا در کشورهاي غربي هم داستان‌هاي کريسمس يک جور حالت فصلي دارند و هم زمان با برف و بابا نوئل و تعطيلات کريسمس  سر و کله‌شان پيدا مي‌شود. اما به هر حال کريسمس در ادبيات دنيا جايي براي خودش دارد و بعضي از رمان‌ها و داستان‌ها اصلا در محدوده زماني کريسمس اتفاق مي‌افتند. شايد نشود گفت داستان‌هاي مرتبط با کريسمس بهترين آثار نويسنده‌هاشان، هستند اما خب، ممکن است هر سال سر کريسمس خوانده بشوند و اين يعني هميشه مخاطبي براي اين داستان‌ها هست.
› ادامه مطلب

Tags: , , , , , , , , , , ,

مرگ جناب نویسنده

چهار شنبه, سپتامبر 5th, 2012 | نقد و بررسی ادبی | بدون نظر

بر چسب های مرتبط:
جنابة المرأة نویسنده هری پاتر سایت باشگاه پرسپولیس جنابت زن مرگ شاهین نجفی مرگ طوفان جنابت در رمضان نویسنده های معروف مرگ شاهین نجفی نویسنده مجنون و لیلی جنابة المرأة سایت گل آنلاین دیکشنری خرید شارژ همراه اول خرید شارژ جنابت نویسنده ارباب حلقه ها نویسنده فرانسوی نویسنده فرانسوی نویسنده نویسنده انگلیسی نمایشنامه هملت جنابة المرأة جناب السفیر آنلاین نویسنده دن كیشوت

مرگ جناب نويسنده

مرگ جناب نويسندهناشر به کتاب‌هاي پس مانده نگاه مي‌کند. جلوي چشم کارگرهاي انبار نمي‌شود سيگار کشيد. موقوف است. شل بگيري يک روز مي‌بيني يک ته سيگار آتش سوزي راه انداخته. کتابفروشي در اطراف ميدان انقلاب حاضر است همه‌شان را به يک‌پنجم قيمت بخرد و در قفسه‌ي هزار توماني‌ها و فوقش دو هزار توماني‌ها بچپاند. البته کتاب‌ها نو هستند؛ تر و تميز. نخ نايلوني دسته‌هاي چندتايي‌شان باز نشده. اما پخشي‌ها وقت‌شان را تلف نمي‌کنند. «حرفش را هم نزنيد. اينها خواهان ندارد.» اجاره‌ي انبار خداتومان است. کتاب‌هاي اين نويسنده از مد افتاده‌اند. اگر مساله‌ي بيماري نويسنده در ميان نبود؛ تبعيد مي‌شدند به مغازه‌هايي بدون ويترين، کنار پيراشکي فروشي و اين جور جاها.
 
مرگ نويسنده اغلب باعث مي‌شود فروش کتاب‌ها تکاني بخورد. در کتابفروشي از قفسه‌هاي عمودي ديواري به ميز و پيشخوان منتقل شود، در رديف پرفروش‌ها و تازه‌ها. کتابفروش ممکن است ابتکاري به خرج دهد و با فونت “ترافيک” يا “تايمز نيو رومنس” جمله‌يي تايپ کند که کتاب‌هاي فلاني موجود است و به شيشه‌ي ويترين بچسباند. برگه‌هاي ديگري هم به شيشه نصب شده. کتاب‌هاي پرطرفدار. اما اين يکي ضمناً حامل خبر مرگ هم هست. نويسنده‌ي مرده خبرنگارها را به صرافت مي‌اندازد که دوستان و معاشرانش را از زير سنگ هم که شده پيدا کنند. زنگ مي‌زنند. مي‌شنوند: «والله من تازه خبر را شنيدم. حالم زياد مساعد نوشتن نيست. اصلاً الان وقتش نيست دوست عزيز.» بعد محترمانه گفته مي‌شود: «ما دوست داريم در اين موقعيت حتماً نوشته‌يي از شما داشته باشيم. ايشان خيلي مهجور و بي سر و صدا بودند.» راضي مي‌شوند. يادداشت‌هايي مي‌نويسند يا مي‌گويند و نوشته مي‌شود. مشخص مي‌شود که مرگ نويسنده دقيقاً به کدام ناحيه از ادبيات و فرهنگ صدمه وارد کرده است. يک نفر جمله کليدي را کشف مي‌کند؛ چيزي که از آن به بعد تکرار و تاييد مي‌شود. مثلاً «او واقعاً فروتن بود». به نظر مي‌رسد آثار نويسنده همواره زير ذره بين بوده است.
› ادامه مطلب

Tags: , , , , , , , , , , ,

سعدی در سلاسل جوانمردان

چهار شنبه, آگوست 29th, 2012 | نقد و بررسی ادبی | بدون نظر

بر چسب های مرتبط:
جوانمردان کنگان سلاسل گستر سلاسل ماركوف سعدی بوستان جوانمردان سلاسل گستر پیمان جوانمردانه جوانمردانه زیستن روش دانلود از یوتیوب سلاسل ذهب بوستان جوانمردان روشنک پارک جوانمردان روش تحقیق سلاسل الطمر پیمان جوانمردان سلاسل فضة سلاسل من خیوط العنكبوت سعدی گنجور کاهش اشتها سعدی شیرازی سلاسل ذهب بازی جوانمردانه پارک جوانمردان

سعدی در سلاسل جوانمردان

بخش اول ، بخش دوم :

 سعدیممکن است کسانی از منظر تاریخی این گونه سندها را نقد کنند، کدام یک از سندهای آیین فتوت و جوانمردی تاب نقد تاریخی دارد؟ ما پیشاپیش این گونه نقدها را پذیراییم، ولی چندان دور از حقیقت نیست اگر سعدی در زنجیره ای قرار گیرد که در فتوت و جوانمردی فرزند معنوی امثال شیخ شهاب الدین به شمار آید.(9)
برای اینکه حدود وظایف و میدان کار سقّایان را در آن روزگار بیشتر بدانیم، بد نیست در پاره ای از سخن واعظ کاشفی دقیق شویم که می گوید:
«بدان که سقّایان هم مدّاحان اند و هم سقایان. و ایشان جماعتی محترم اند و سند ایشان بس بزرگ است … اگر پرسند که آداب سقایان چند است بگوی: ده». آن گاه به توضیح این آداب می پردازد که عبارت است از پاکیزگی و دوری از گناه و این که در وقت سقّایی از دست راست آغاز کند و این که به هر که رسد او را آب دهد و آب از راه حلال به مردم دهد و بر سقایی طمع مزد نکند و فروتن باشد و در هیچ مجلس بی اذن صاحب آن وارد نشود و اصل آن است که تا او را به مجلس نطلبند، در نیابد مگر که مجلس عام باشد مثل مجلس و خانقاه و لنگر، بر هم کاران خود حسد نبرد و «اثبات» کار خود چنان که شاید و باید بداند.
› ادامه مطلب

Tags: , , , , , , , , , , ,

گویی هزار دستان بود

پنجشنبه, آگوست 16th, 2012 | داستان, داستان کوتاه, نقد و بررسی ادبی | بدون نظر

بر چسب های مرتبط:
داستان من هزاره دستان شفابخش گویی مرا برای هزار سایت گویی به محراب اندری هزاره گویی مرا برای وداع آفریده اند سایت کلمه هزار دستان زمانهای انگلیسی هزار سایت دستان شفابخش مجموعه 27 قهوه تلخ گویی مرا برای وداع آفریدند زمانه هزار افسان کجاست دستان شجریان گویی ولی شناسان گوگوش داستان عاشقانه گوگل فارسی داستان دستان شجریان دستان شجریان

گويي هزار دستان بود

بررسي نوستالژي در ديوان رودکي

بخش اول ، بخش دوم(پاياني):

مفاهيم نوستالژيک براساس ميزان تداوم:

گويي هزار دستان بود« واژه »، « رنگ » و « تصوير » نيز ابزار گفتاري شاعر در سرودن اشعار نوستالژيک است. در بخش واژه کلماتي که بار معنايي غم و درد دارند بيشترين بسامد را به خود اختصاص مي دهند که گاه به صورت کلمات بسيط و گاه مرکب/ مشتق و در مواقعي نيز در قالب صنايع ادبي به کار مي روند. در مبحث « رنگ » نيز شاعر هنگام سخن گفتن از زيبايي و توانمندي هاي گذشته خود از رنگ هاي شاد و پر حرارت و گرم مثل قرمز بهره مي گيرد، اما آنجا که زبان به بيان نداشته هاي امروزين خويش مي گشايد از رنگ هاي سرد، بي روح؛ بي تاثير مثل خاکستري بهره مي گيرد. « تصوير » نيز از جمله ابزار ارزشمند ديوان رودکي است که ابياتي از وي را – در بخش نوستالژيک- به تابلوهاي نقاشي زيبايي تبديل مي کند به طوري که خواننده به آساني مي تواند به جاي هر واژه يک مفهوم/ نقش قرار داده، تصوير مورد نظر را ترسيم کند.
 
در اين نوع دسته بندي، دو زيرمجموعه « آني » و « مستمر » جاي مي گيرد. در توضيح نوع نخست بايد گفت آن دسته از مفاهيم اند که ممکن است بخش هايي از ديوان هر شاعر را در برگيرند بدين معنا که سراسر ديوان شاعر، صورت نوستالژيک ندارد، بلکه جز در چند شعر – معمولا در ديوان اغلب شاعران نيز امري عادي است و ممکن است به مناسبت هاي مختلف سروده هايي اندوهبار هم داشته باشند- اين ويژگي مشاهده نمي شود.به عبارت ديگر شاعر يا نويسنده به ترسيم لحظه يا لحظاتي از گذشته در اثر خويش گرايش دارد.(ر.ک: همو،همان، ص1396)  و اين نکته نيز از ويژگي هاي اشعار رودکي سمرقندي است؛ چراکه اساسا شعرهاي او آينه لحظات خوش زندگي است و وجود مفاهيم دردناک و غمبار هم، معمولا حاصل دوران پيري اوست که امري طبيعي است1. با توجه به آنچه در بالا آمد مي توان به اين نکته دست يافت که اعتقاد به مستمر بودن جنبه نوستالژيک در ديوان رودکي ادعايي نادرست است و شاعر جز در چند مورد در ساير اشعار به ترويج روحيه خوش باشي و اغتنام فرصت مي پردازد.
› ادامه مطلب

Tags: , , , , , , , , ,

اقتباس ادبی، هم نشینی خوبان

یکشنبه, جولای 29th, 2012 | ادبیات, نقد و بررسی ادبی | بدون نظر

بر چسب های مرتبط:
حاشیه نشینی کوچ نشینی روستا نشینی چله نشینی فرهنگ شهرنشینی اقتباسات رائعة شب نشینی اقتباسات أحلام مستغانمی ../ شهر نشینی شب نشینی ترجمة مرور ابوظبی اقتباسات محمود درویش اقتباسات عن الحب ترجمه انگلیسی به فارسی منتشران خوبان اقتباسات رائعة اقتباسات محمد حسن علوان ادبیات کودک چله نشینی اقتباسات آپارتمان نشینی ادبیات تطبیقی

اقتباس ادبی، هم نشینی خوبان

اقتباس ادبی، هم نشینی خوبانبارها پیش آمده که فیلمی را بر اساس رمانی مشهور دیده ایم و این سوال برایمان مطرح شده که چه لزومی به اقتباس ادبی از فلان رمان مطرح بوده است. یا این که چرا اثر سینمایی آن رمان ضعیف تر از متن ادبی آن است. سوال هایی از این دست همواره مورد بحث نظریه پردازان ادبی و سینمایی بوده است. مفهوم اقتباس ادبی، از آن نوع بحث هایی است که همواره موافقان و مخالفان خودش را نیز داشته است. موافقانی که سینما را محصول هنرهای پیش از خود می دانند و هنر هفتم بودن اش را مدیون استفاده از تمام امکانات بالقوه ی شش هنر قبل از خود، به ویژه ادبیات (که در این جا شامل انواع گونه های ادبی از جمله: رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه و … می شود) می دانند. از آن سمت، مخالفانِ روند اقتباس ادبی، سینما را هنری مستقل و متکی به تصویر و بی نیاز از قصه پردازی هایی از جنس ادبیات معرفی می کنند. می دانیم که همواره از بدو پیدایش هنر نوپای سینما، فیلمنامه یا ماده ی خام داستانی، دغدغه ی اصلی سینماگران بوده است. مسئله ی اقتباس ادبی هم از آغازین فیلم های تاریخ سینما، با هنر هفتم عجین بوده است. اگر چند سال ابتدایی اختراع سینما را که به ثبت و بازنمایی اتفاقات روزمره در قالب مستند نگاری سپری شد را نادیده بگیریم، در تمامی دوران تا به امروز، ادبیات نقش بسزایی در پیش برد هنر-صنعت سینما داشته است.
در این نوشتار سعی می کنیم تا برای سوالی کلیدی در باب نیاز یا عدم نیازِ سینما به ادبیات، پاسخ هایی بیابیم.
 
› ادامه مطلب

Tags: , , , , , , , , , , , , , ,

ايده؛ همين و تمام

جمعه, ژوئن 1st, 2012 | نقد و بررسی ادبی | بدون نظر

بر چسب های مرتبط:

ایده؛ همین و تمام

«دیگر اسمت را عوض نكن» یكی از كتاب‌های بدشانس سال 88 است.
زنان فراموش شده ...این كتاب كه یك سال پیش در همین ایام به بازار آمد. با این حال، وقتی این رمان 90صفحه‌ای، چندروز پیش از نمایشگاه كتاب تهران، در بین 6 نامزد بخش رمان جایزه «روزی روزگاری» قرار گرفت، یك‌بار دیگر فرصت خوبی برای مجید قیصری فراهم آورد كه به فروش بهتر كتابش امیدوار شود و آنچه باید یك سال پیش رخ می‌داد، حالا رخ دهد؛  هرچند كه مجید قیصری یكی از 3 نویسنده‌ای بود كه در مرحله نهایی معرفی نامزدهای این جایزه، از گردونه رقابت حذف شد و بخت به‌دست‌آوردن نخستین جایزه برای دیگر اسمت را عوض نكن را از دست داد.
دیگر اسمت را عوض نكن حتی كمتر از 90صفحه است. شاید اگر سفیدی‌های بسیار این كتاب نبود، به چیزی در حدود 50صفحه كاهش می‌یافت و عملا نمی‌توانست به‌صورت یك كتاب مستقل منتشر شود. با این همه، این نكته نمی‌تواند موضوع چندان قابل‌بحثی باشد چرا كه حالا بیشتر رمان‌های روز ایران، آثاری بسیار كوچك و با طرح‌هایی ساده و شخصیت‌هایی اندك هستند. اما باتوجه به جای خالی عنصری حیاتی برای رمان در این رمان، مسئله حجم و طرح جمع‌وجور دیگر اسمت را عوض نكن‌ قابل‌بحث و مهم می‌شود.
› ادامه مطلب

Tags: , , , , ,

شهرزاد مدرن!

چهار شنبه, می 30th, 2012 | نقد و بررسی ادبی | بدون نظر

بر چسب های مرتبط:

شهرزاد مدرن!

گفت‌وگو با نجمه مولوي درباره قصه‌گويي در ادبيات


› ادامه مطلب

Tags: , , , , , , ,

تراوین

دسته بندی

متا

جستجو