ویژه

مرد روی سیم
رابین هود عصر مدرن (یادداشت فیلیپ فِرِنچ -گاردین- بر فیل «مرد روی سیم» ترجمه سارا ترابی)
سینمای ما – سیمون جین مستندساز برجسته زمانی برای اولین بار به ساختن فیلم «مرد روی سیم» فکر کرد که به نسخهی ۲۰۰۵ «جزیرهی بیابانی» گوش میکرد، که درآن فیلیپ پتی معرفی میشد. احتمالا تنها بندباز حرفهای که در آن برنامه حاضر شده بود، اگرچه او یک بندباز عادی نیست. مرد فرانسوی که در ۷ آگوست ۱۹۷۴ در ارتفاع ۲۰۰ فوتی بین برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی طناب کشید و روی آن راه رفت. ۱۳۶۸ پا در بین زمین و آسمان حرکت کرد. این داستان تحسینبرانگیز ذهن ما را از جهات مختلفی درگیر میکند، که فیلم به خوبی به آنها پرداخته است. نام فیلم واقعا برازندهی آن است.
در انتخاب اسم فیلمها، لغت طناب بندبازی معمولا تداعیکنندهی مفهومی استعاری است. عنوان فیلم «طناب بندبازی» (1953- الیا کازان) بود که به آکروباتهای فیلم اشاره نداشت، بلکه به شخصیت زاچ مدیر سیرک مربوط میشد که تلاش داشت تا شغلش را در یک ایالت انتقامجوی کمونیستی حفظ کند. فیلم «طناب بندبازی» کلینت ایستوود هم دربارهی فعالیت مخاطرهآمیز پلیس جنایی نیواورلئان بود وهمانگونه که در واقعیت اتفاق افتاده با نفوذترین مرد جهان هم در همان هفتهای که پتی برنامهی مشهورش را برگزار کرد، میبایست از طناب بندبازی عبور میکرد. در کاخ سفید ریچارد نیکسون تحت تاثیر قرار گرفت و بعد از آن بود که آخرین قسمتهای درام واترگیت را پذیرفت.
بازیگران بندباز فیلمها در معرض خطرات فیزیکی زیادی هستند و از جهات مختلف جذاباند. شیفتهشان میشویم و به طورهمدردی برانگیزی با طنز همراهند. جزء اولین گروه بندبازان مهربان و غریب فیلمها، بندباز فیلم «جاده» اثر فلینی است که قلب جِلسومینا را تسخیر کرد، در مقابل بیرحمی و قدرت نقش مقابلش که آنتونی کوئین آن را بازی کرده. در گروه دوم «پیادجر مارک» زیباست که در فیلم با اشرافزادهی متاهل سوئدی می گریزد. در بین چندین نمایش بندبازی کمدی، برترین آنها چارلی چاپلین در فیلم «سیرک» است.
مرکز تجارت جهانی هیچ وقت نزد مردم محبوبیت پیدا نکرد. برجهای دوقلو تبدیل به جانشین ضعیف مشابهی از امارت امپراطوری در اولین ساخت مجدد کینگکنگ شد و در فیلم «سه روز کندر» واحد شکنجهی قسمت مرکزی سازمان سیاه را در خود جا داده بود، مکانی که رابرت ردفورد در این فیلم در آن بازی میکرد. مهمتر اینکه آنها نشان دادند که معماران به ساخت آسمانخراشهای بلندتر تمایل دارند. در مرکز تجاری نظام سرمایهداری این آسمانخراشهای دوقلو قرار دارند، که در سال ۱۹۵۷ دستخوش آتشسوزی و در سال ۱۹۹۳ شاهد عملیات بمبگذاری بودهاند. در نهایت فجایع ۱۱ سپتامبر به تعریف جدیدی از عصر نو انجامید. این اتفاقات باعث شد تا جیمز مارش کارگردان انگلیسی با سابقهی علاقهمندی به مباحث آمریکایی، به ساخت «مرد روی سیم» بپردازد. فیلمی که به جز نظر طنزآمیز اجمالیاش به سخنرانی نیکسون در تلویزیون با عنوان "من کلاهبردار نیستم"، در بقیهی صحنهها تماشاگر را آزاد میگذارد تا خود ارتباطها را بیابد. سخنرانی نیکسون قطعا اهمیت زیادی در فعالیتهای پتی داشته است. همانطور که خواهیم دید او یک مرد فرانسوی، یک یاغی خودسر است که خانوادهاش او را طرد کردهاند و مهارتهای زیادی به عنوان یک ولگرد خیابانی دارد (مثل جیببری). در یکی از حملات انتقادیاش به برجهای دوقلو اینطور اظهار میکند که: "ممکن است کاری که میکنم غیر قانونی باشد ولی مطمئنا کاری بیارزش و متوسط نخواهد بود". او خودش را شوخ و ماجراجو و همپیمان با رابین هود، رافائل و بتمن میداند. او رویاهایش را زندگی میکند و بدین وسیله در زندگی بقیه ما هیجان ایجاد میکند.
فیلم با استفاده از مصاحبههای قدیمی و جدید، فیلمهای خبری، خانگی، عکسها و اسناد محرمانهی بازسازی نریشن روی تصویر ساخته شده و از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است. «مرد روی سیم» به دو داستان تقریبا هموزن قسمت میشود. اولی اینکه در روز ۷ آگوست "روز آزادی" سال ۱۹۷۴ پتی و همکارانش را میبینیم که در دو ساختمان مستقر شدهاند و آخرین تجهیزات را برای راه رفتن بین دو برج نصب میکنند. دوم زندگی فیلیپ از زمان نوجوانی نشان داده میشود، در جایی که در اتاق انتظار دندانپزشک نشسته و تبلیغی از تصویر کامل ساخته شدهی مرکز تجارت جهانی را روی دیوار تماشا میکند، تصویری که نشان میدهد برجهایی که در آینده ساخته میشوند به چه صورت درخواهند آمد. او دندان دردش را فراموش میکند و آن عکس را از روی دیوار جدا میکند، از آن زمان آرزویش راه رفتن بین این دو برج میشود که هنوز در آن زمان کامل ساخته نشدهاند.
ارتباطات سینمایی بیشتری وجود دارد. پتی عاشق فیلمهایی با مضمون سرقت مسلحانه است و نمونههای لطیفتر آن مانند «جنگل آسفالت» (جان هیوستن-۱۹۵۹)، «ریفیفی» (ژول داسِن-۱۹۵۵) یا «جماعت تپهی اسطوخودوس» (چالز کریچتون-۱۹۵۱). او دوستان گنگستر قابل اعتمادش را شبیه شخصیتهای همین فیلمها انتخاب میکند، که اول دوستان فرانسویاش، بعد استرالیاییهای تازه از راه رسیده و نهایتا چندین آمریکایی هستند. دو کار تمرینی قبلتر انجام دادهاند، یکی در سال ۱۹۷۱ که بین برجهای کلیسای نتردام پاریس راه رفتند و دیگری دو سال بعد از آن حرکت برفراز پل هاربور سیدنی بود. از این کارها وی و گروهش تجارب زیادی کسب کردند و هم از نظر مالی درآمد خوبی داشتند. بعد از عملیات موفقیتآمیز استرالیاییها، او جیب مامور دستگیریاش را زد.
دسیسه چینی در فیلم نقش پررنگی دارد و نیاز به یک عامل متعادلکننده هست، نامزد فیلیپ (آنی) به تعادل فیلم کمک کرده و جذابیت رمانتیک در داستان ایجاد میکند. همچنین سئوالی ایجاد میکند که نهایتا چه کسی درهم شکسته میشود. فیلیپ یک شخصیت خودانگیخته است، خیلی به نقشهای جوانی ژان لوئی بارال، به خصوص در «بچههای بهشت» (مارسِل کارنِه-۱۹۴۵) یا به چهرهی سرسخت هالیوودی کوین باکون شبیه است. جزئیات جالبی در مورد گروه فتح برجهای دوقلو وجود دارد، ( قسمتی که کارگزاران تلویزیون فرانسه با لباس مبدل خبر تهیه میکنند). در حالی که به دنبال کسی میگردند تا به گروه ملحق شود و کاری را که نویسندگان فیلمنامه نوشتهاند انجام دهد. در حقیقت واقعیت زندگی با کمک سینما فیلمنامهی جذابی ایجاد کرده است.
پتی در مطرح کردن نام فیلیپ آشر اشتباه میکند، در حقیقت این نام به گرهگشایی کار وی کمک میکند. نسبتا مشابه فکرآدمکش فیلم «روز شغال» (فرد زینهمان-۱۹۷۳)، که احتمالا امروزه چنین کاری به نظر سخت میآید و از نظر مردم صلحطلب خیلی خوشایند نیست. هر لحظه ممکن است کار پتی به وسیلهی هلکوپتر پلیس از هم بپاشد و نیمه تمام بماند. به هر حال این فیلم، یک داستان فوقالعاده و اعجابانگیز دربارهی شجاعت، وسوسه، دوستی، زیرکی و وضعیت اقتصادی آدم هاست، که مقداری هم آکروبات به آن اضافه شده. به اضافهی بهترینهایی از بتهوون، ساتی، گریگ، واگان ویلیامز و مایکل نیومن، که قطعاتی از موسیقی «پیمان مردان بیابانی» هستند. فکر میکنم بهترین شکار تصویری فیلم، صحنهای است که از گوشهی طناب بسته شده، گرفتهاند. پتی روی طناب خوابیده و یک هواپیمای مسافربری از روی سرش عبور میکند. خیلی تصادفی این دو اتفاق در کنار هم قرار گرفتهاند، اتفاقی کمالگرا و حادثهای سهمگین به طرز عجیبی ترکیب شدهاند.
منبع :
سینمای ما
به روز شده در :
سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ – ۱:۵۷
رابین هود عصر مدرن (یادداشت فیلیپ فِرِنچ -گاردین- بر فیل «مرد روی سیم» ترجمه سارا ترابی)
Jahan Cinemaema









طنز – چگونه بازیگر شویم؟
» ارسال نظرات
شما بايد وارد شويدto post a comment.