|
پیامک هایی که رابطه مرگبار را رقم زد |
|
|
|
نویسنده omid
|
|
۰۹ مهر ۱۳۸۷ |
|
مردی که در پی علاقه به زنی متاهل شوهر او را به قتل رسانده بود دیروز پس از محاکمه در دادگاه کیفری استان تهران به قصاص محکوم شد. از آنجا که والدین مقتول فوت شده اند و فرزندان او نیز صغیر هستند، آرش سیفی - نماینده دادستان تهران- در ابتدای جلسه محاکمه از طرف رئیس قوه قضائیه برای متهم ۲۷ساله درخواست قصاص کرد و گفت؛ مجید ظهر روز ۲۵ مردادماه سال ۸۵ سعید شوهر زن مورد علاقه اش را در خیابان کارگر شمالی به قتل رساند و فراری شد. پس از اعلام وقوع این قتل ماموران تحقیقات گسترده یی انجام دادند تا اینکه بالاخره پس از ۱۰ روز توانستند مجید را بازداشت کنند. او به ارتکاب قتل اعتراف و صحنه جنایت را نیز بازسازی کرد و جرم وی از نظر دادسرا محرز است. پس از نماینده دادستان همسر مقتول در جایگاه قرار گرفت تا به سوالات ۵ قاضی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران پاسخ دهد. او داشتن رابطه با مجید را منکر شد و گفت؛ این مرد برای انجام کاری اداری با شوهرم و سپس من آشنا شد. چون وضع مالی خوبی نداشت، خواهرش معلول و پدرش نیز سالخورده بود، تصمیم گرفتم به او کمک کنم و هیچ رابطه دیگری بین ما وجود نداشت. در این هنگام قاضی عزیزمحمدی چند پیامک را که بین این زن و متهم به قتل رد و بدل شده بود، خواند و از او خواست در این باره توضیح دهد. زن جوان گفت؛ من و مجید پیامک های معنوی و شعر برای هم می فرستادیم اما مجید از این رابطه برداشت غلطی کرد. شوهرم از موضوع مطلع شد و خواست با مجید قرار بگذارد و با وی صحبت کند. هر چه سعی کردم او را قانع کنم که بین ما رابطه یی وجود ندارد به حرفم گوش نکرد. زن جوان در پاسخ به این سوال که چرا به رغم هشدار همسرش مبنی بر اینکه مجید فرد بااخلاقی نیست همچنان به مکالمات تلفنی با او ادامه می داد، گفت؛ من فقط می خواستم به او و خانواده اش کمک کنم. من و مجید در مجموع چهارماه با هم در ارتباط بودیم و پس از آن قتل اتفاق افتاد. ● در ادامه جلسه محاکمه قاضی نورالله عزیزمحمدی - رئیس دادگاه- از زنی که شاهد جنایت بود، خواست مشاهداتش را بازگو کند. این شاهد گفت؛ داشتم در بالکن خانه مان لباس پهن می کردم که متوجه درگیری دو مرد شدم، البته چهره قاتل را ندیدم. سعید به محض دیدن من درخواست کرد به پلیس تلفن بزنم. او با اشاره به دوستش گفت این مرد می خواهد او را بکشد. همان لحظه متهم که موی بلندی داشت گلوله یی به شکم سعید شلیک کرد و بعد به سمت ماشین رفت، یک ساک برداشت و این بار به سر مقتول تیراندازی و فرار کرد. پس از اظهارات این شاهد مجید به دفاع از خود پرداخت. او اتهام قتل را انکار کرد و گفت؛ قرار بود روز چهارشنبه با سعید ملاقاتی داشته باشم اما به خاطر اصرار همسرش قرار را به روز یکشنبه تغییر دادم. آن روز همسر سعید با من تماس گرفت و خواست سر قرار نروم. او گفت شوهرش خیلی عصبانی است و احتمال دارد اتفاقی رخ بدهد. به همین دلیل کارگری را به جای خودم فرستادم تا با سعید گفت وگو کند اما ظاهراً درگیری بین آن دو بالا گرفت و سعید کشته شد. من از قتل هیچ اطلاعی ندارم و تحت فشار به این جرم اعتراف کردم. پس از انکارهای متهم قاضی عزیزمحمدی به بازسازی صحنه جنایت از سوی وی استناد کرد و با نشان دادن عکس هایی که در آن مجید نحوه قتل را شرح می داد، از وی توضیح خواست اما متهم در برابر سوالات مطرح شده سکوت کرد و به این ترتیب جلسه محاکمه به پایان رسید. پس از آن قضات وارد شور شدند و مجید را به جرم قتل عمدی به قصاص محکوم کردند.
|