تبليغات
تبليغات
انجمن هاي گفتگو
  
از قسمت زير مي توانيد براي ورود و يا ثبت نام استفاده نماييد.
 

  
آرشيو پربازديدترين ها

محصولات پرفروش

تبليغات
e160
آخرين مطالب سايت
 
براي دريافت آخرين مطالب سايت به صورت ايميل مي توانيد در گروه بزرگ پارس كلوب عضو شويد. براي آشنايي با نحوه عضويت بر روي لينك زير كليك كنيد :
 
 
براي عضويت مستقيم در گروه اينترنتي بر روي لينك زير كليك كنيد :
 
  
 
پربازديدترين ها
لينك

 

 

  • امام علی (ع): ناتوانترین مردم کسی است که از اصلاح خود ناتوان باشد.

گردن بند گم شده ، بار دیگر پیدا شد چاپ ارسال به دوست
User Rating: / 0
ضعیفعالی 
نویسنده Administrator   
۰۶ دي ۱۳۸۶

 

روزی از روزها دختری هنگام سفر یک گردنبند مروارید به عنوان هدیه برای مادرش خرید . او در روز تولد مارش گردنبند را به وی هدیه کرد .

ظهر همان روز کلیه اعضای خانواده در رستوران در حال صرف غذا بودند . مادر گفت که می خواهد دستهایش را بشوید . اما این کار خیلی طول کشید به گونه ای که دیگر اعضای خانواده نگران وی شدند . اما در مقابل دستشویی مشاهده کردند که مادر در حال گفت و گو با یک دختر جوان است . مادر با دیدن اعضای خانواده به دخترگفت : اینها دختران من هستند . سپس با دختر وداع کرد و دختر غریبه نیز به مادر تعظیم کرد و با عجله دور شد .

 شب هنگام مادر پس از بازگشت به خانه حقیقت ماجرا را تشریح کرد و گفت زمانی که دستشویی بیرون آمد در مقابل آیینه ایستاده بود تا موهایش را شانه کند اما نگران بود که گردنبند با کف صابون آلوده شود سپس گردنبند را به کناری گذاشت . پس از مرتب کردن موهایش متوجه شد که گردنبند سر جایش نیست و به یاد آورد که در آن زمان فقط یک دختر در کنار او بوده است .

 مادر گفت : می دانستم که عجله من دختر را می ترساند . لذا به دختر گفتم که آیا می توانی به من کمک کنی ؟ دختر پرسید چه کمکی ؟ مادر گفت که گردنبندی دارم که هدیه دخترم است . بسیار با ارزش نیست اما دختر من آن را با حقوق یک ماه خود خریده است . من به هنگام شانه کردن موهایم گردنبند را به کناری نهادم اما اکنون آن را نمی یابم . امروز نخستین روزی بود که آن را به گردن آویختم و اگر دخترم آن را بر گردن من نبیند حتما بسیار غمگین می شود . زیرا امروز روز تولد من است و با اعضای خانواده در این رستوران غذا صرف می کنیم .

 در این وقت دختر به مادر نگاهی انداخت و به آرامی گفت : کمک می کنم تا گردنبندتان را پیدا کنید . مادر از او تشکر کرد و پس از چند دقیقه دختر گردنبند را به او داد و پرسید این است ؟ مادر با یک نگاه گردن بندش را شناخت و از دختر تشکر کرد . دختر نیز تولد مادر را به وی تبریک گفت .

 مادر با لمس گردنبند گفت این دختر خوب است . همه اعضای خانواده معتقد بودند که او گردنبند را دزدیده است و مادر نباید از او تشکر کند . اما مادر در جواب آنان گفت : احساس کردم که او گردنبند را از روی عمد ندزدیده است و اگر پلیس را خبر می کردم امکان داشت که دیگر گردنبند پیدا نشود .

<قبل

b468


فیلم ، فروش فیلم ، فیلم زیرنویس ، زیرنویس ، فروش ، سریال prison break ، سریال گمشدگان ، سریال lost ، سریال ، سریال خارجی ، lost ، سریال 24 ، سریال فرار از زندان

c468


صفحه اصلي
انجمن هاي گفتگوي پارس كلوب
جستجوی پیشرفته
ترفند ها
سينما
تازه هاي IT
نرم افزار
موزيك
عكس
مطالب خواندني
علم و دانش
دنیای بازی ها
مقالات علوم مهندسی
موبايل
مطالب جديد
ويژه هاي سايت
فروشگاه
تبادل لينك
تبادل بنر
تماس با ما
تعرفه تبليغات
آخرین اخبار
محصولات برتر

مطالب ويژه
براي دريافت مطالب زير پس از كليك بايد ثبت نام نماييد.(عضويت رايگان)
تبليغات
f160
پيوند ها
جدیدترین کلیپ ها و فیلم های روز دنیا فيلم بازي نرم افزار
جک و اس ام اس روز
سایت تخصصی موبایل
روشول کثافتی برای نظافت  
صبحونه  
دانلود مجله و کتاب جدید با لينك مستقيم
سافتستان
آخرين مراجعات
Advertisement

  

Copyright ParsCloob All Rights Reserved
CMS Developed By Mambolearn Team | supported by offshore banking navigator