بازار داغ شايعات پيرامون قاتل فراري در اصفهان
اين ماجراي قاتل فراري هم داستاني شدهها! اينروزها در اصفهان هرجا ميروي حرف اين مرد 27 سالهي ترك قشقايي و برادر 16ساله و مادرش است. واكنش مردم بيشتر، توام با ناباوري و شوخي و خنده و كمي هم ترس، است. بازار شايعات پيرامون تهديدات و اعمالش هم كه داغِ داغه... اين ديالوگها و مونولوگها قسمتي از حرفهايي است كه امروز از دوستان و اطرافيان شنيده و ديدهام. عجب تبحري داريم ما، در ساختن شايعه!...
1. صبح، قبل از اينكه بيام دانشگاه، مادربزرگم زنگ زده، ميگه: «گفتن تهديد كرده كه امروز يك دختر دانشجو را ميكشه. اگر كسي تو خيابون ازت پرسيد دانشجويي؟! بگو: نه! محصلم. يك عالمه نذر و نياز كردهام. مراقب باشها!»
2. جلوي در دانشگاه ايستادهايم منتظر سرويس دانشگاه. يك نفر از حراست ميآيد و همه را(كه بيشتر هم دختر هستند) راهنمايي ميكنه داخل و ميگويد: «5 دقيقهي ديگر اتوبوس ميآيد. بفرماييد داخل دانشگاه. بعد بياييد بيرون!»
3. - ديروز عصر، يك دختر را توي خيابون «مير» كشته.
- تو از كجا ميدوني؟! من امروز صبح از مير رد شدم. هيچ خبري نبود.
- سادهاي ها! صدايش را كه در نمييارن! من رفتهبودم آرايشگاه. يكنفر مامور اطلاعات بود. همون موقع موبايلش زنگ خورد و اين خبر را بهش دادند! (احتمالاً، خواهر «دوم» چهارخونه بوده!!)
4. ميگويند: تهديد كرده كه امروز ميخواد توي دانشگاه اصفهان بمب بگذاره. خيلي مراقب باش! شب خودم مييام دم آموزشگاه، دنبالت.
5. ميگويند: يك دختر دبيرستاني را كشته. براي همين جلوي هر مدرسه دخترونه يك مامور گذاشتهاند. خيلي مراقب باش. سوار تاكسي و اينها هم نشو. فقط اتوبوس. زود برگرد خونه.
6. امشب توي دانشگاه، جُنگ بود. ساعت 6:30 شروع ميشد تا حدوداً 9 شب ولي به خاطر همين مسئله، خبر دادند كه جنگ كنسل شده. حالا معلوم نيست تكليف آن دو شب كنسرت دانشجويي چي ميشه.
7. كلاسهاي آموزشگاه زبان، تمام شده. والدين آمدهاند دنبال دخترهايشان... «مامان! هنوز ما را نكشتهاند!» دختر با خنده اين را ميگه و ميره به طرف مادرش.
8. توي كلاس فقط حرف اين ماجرا بود. معلممان هم نيومده بود. بچهها ميگفتن :حتماً كشته شده!»
9. ميگويند: يكجا، عكس قاتل را، به قيمت 50 تومان به مردم ميفروختهاند!
10. توي اتوبوس نشستهام. دو دختر دانشجو هم صندلي جلو نشستهاند و مردي حدوداً 50،60ساله ايستاده و تكيه داده به ميلهي جلوي صندلي دخترها. درحالي كه تقريباً تمام صندليهاي قسمت مردانه، خاليست. يكي از دخترها، كمي در مورد همان ماجراي قاتل فراري صحبت ميكند و بعد به محض اينكه صندلي كناري خالي ميشود. درحالي كه با ترديد به مرد نگاه ميكند، جايش را عوض ميكند.
11. در اخبار شبكه اصفهان به مدت چند دقيقه، عكس قاتل و مادر و برادرش را نشان ميدهند و از مردم ميخواهند كه با حفظ آرامش، «به فرزندانشان در نيروي انتظامي، در شناسايي قاتل كمك كنند.»
12. - عكس قاتل فراري را ديدي؟!
- نه! صبركن بلوتوثمو روشن كنم. بفرست واسم.
- اِِِِِِِ!... من اينو ديروز دم دانشگاه ديدم! به جان تو!! منبع : وبلاگ خبرنگار افتخاري نيويورك تايمز