صفحه اصلی سينما معرفي فيلم کفاره .:. ‏Atonement
با كليك بر روي عكس به ادامه مطلب برويد

کفاره .:. ‏Atonement

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
سينما - معرفي فيلم



کارگردان: جو رایت
فیلمنامه: کریستوفر همپتون
(بر اساس رمانی از ایان مک اوان)
موسیقی: داریو مارینللی
مدیر ‏فیلمبرداری: سیموس مک گریوی
تدوین: پل تاتیل
طراح صحنه: سارا گرینوود
بازیگران: جیمز مک اووی [رابی ‏ترنر]، کایرا نایتلی [سسیلیا تالیس]، رومولا گارنی [برایونی 18 ساله]، سائویریس رونان [برایونی 13 ساله]، ونیسا ‏ردگریو [برایونی کهن سال]، برندا بلتین [گریس ترنر]، جونو تمپل [لولا گوئینسی]، پاتریک کندی [لئون تالیس]، بندیکت ‏کامبربچ [پل مارشال]، میشله دانکن [فیونا مک گوایر]، جینا مک کی[خواهر دراموند]، دانیل میز [تامی نتل]، الفی ‏آلن [دنی هاردمن]
130 دقیقه
محصول 2007 انگلستان، فرانسه
نام دیگر: ‏Reviens-moi‏
نامزد جوایز بهترین ‏موسیقی، کارگردانی، بهترین بازیگر زن نقش مکمل/ونیسا ردگریو، بهترین بازیگر زن جوان/رونان و بهترین فیلم از ‏انجمن منتقدان رسانه ها،
نامزد جوایز بهترین فیلمبرداری، موسیقی و فیلمنامه اقتباسی از انجمن منتقدان فیلم شیکاگو،
نامزد جوایز بهترین کارگردانی، بهترین فیلم-درام، موسیقی، بازیگر مرد، بازیگر زن، بازیگر زن نقش مکمل/نونان و ‏بهترین فیلمنامه از مراسم گولدن گلاب،
نامزد جوایز بهترین بازیگر مرد سال/مک اووی، بهترین بازیگر زن ‏سال/نایتلی، بهترین بازیگر تازه کار/نونان، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر نقش مکمل زن/ردگریو و نونان، بهترین ‏فیلمنامه و بهترین فیلم سال از انجمن منتقدان فیلم لندن،
برنده جایزه بهترین فیلمبرداری، بهترین موسیقی و بهترین ‏بازیگر جوان/نونان از انجمن منتقدان فیلم فونیکس،
برنده جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی و نامزد جوایز بهترین بازیگر ‏زن، بهترین بازیگر نقش مکمل زن/نونان، بهترین طراحی لباس و موسیقی از مراسم ساتلایت،
نامزد شیر طلایی ‏جشنواره ونیز....‏

داستان فیلم:

سال 1935. برایونی تالیس فرزند 13 ساله خانواده ای مرفه شاهد مغازله خواهر بزرگ ترش سسیلیا با رابی ترنر، ‏فرزند تحصیل کرده یکی از خدمتکاران شان است. برداشت های غلط و کودکانه برایونی از این رابطه عاشقانه پاک و ‏علاقه غیر منطقی اش به رابی که از سوی وی رد می شود، راه را برای سوء تفاهم و فاجعه ای بزرگ باز می کند. ‏مدتی بعد، پس از آزار جنسی یکی از بستگان خانواده، برایونی نزد پلیس شهادت می دهد که رابی ترنر این کار را کرده ‏و سبب دستگیری و زندانی شدن او می شود. وقتی جنگ دوم جهانی آغاز می شود، رابی برای جنگ عازم جبهه شده و ‏سسیلیا نیز که همچنان عاشق اوست، خانه را ترک و در لندن ساکن می شود. برایونی که خود می داند با شهادت دروغ ‏زندگی رابی و خواهرش را نابود کرده، ابتدا برای کفاره پس دادن داوطلب شغل پرستاری می شود. اما دیدن رنج ‏دیگران کافی نیست و تصمیم می گیرد تا به دیدار سسیلیا رفته و از او پوزش بخواهد. اما دیگر دیر شده است....‏


‏چرا باید دید؟‏

همین دو سال قبل بود که جو رایت را با فیلم غرور و تعصب شناختیم. فیلمساز جوان لندنی که در مدرسه هنری سنت ‏مارتین لندن و کمبرول کالج تحصیل کرده و کارش را با نمایش های عروسکی آغازیده است. جبران/کفاره دومین فیلم ‏بلند رایت است، کسی که قبل از ساختن غرور و تعصب چهار مینی سریال تلویزیونی و دو فیلم کوتاه در کارنامه اش ‏دارد و امسال با انتخاب دومین فیلمش برای نمایش افتتاحیه جشنواره ونیز لقب جوان ترین کارگردان تاریخ سینما[35 ‏ساله] که فیلمش در افتتاحیه این جشنواره به نمایش در آمده، را دریافت کرد. ‏
غرور و تعصب نامزدی 4 اسکار، دریافت 10 جایزه معتبر بین المللی و نامزدی دریافت 35 جایزه دیگر را برای رایت ‏به ارمغان آورد، که برای اولین فیلم یک کارگردان جوان رکوردی بسیار قابل توجه محسوب می شود. از طرف دیگر ‏سطح توقعات منتقدان و تماشاگران را برای دیدن فیلمی بهتر و قدرتمندتر از او در دومین قدمش، بسیار بالا برد. اما ‏اینک که جبران/کفاره به نمایش در آمده، می بینیم که انتظارها بیهوده نبوده و فیلمساز جوان توانسته تا سبک سینمایی ‏خود را قوام دهد و به تمامی توقعات به وجود آمده پاسخی به سزا دهد.‏
فیلم از زبان برایونی 13 و سپس 18 ساله روایت می شود. با موسیقی[در ترکیبی بدیع از صدای شاسی های ماشین ‏تحریر که گویی می خواهد رمان بودن این حوادث را تاکید کند] و تدوینی زیبا که اختلاف نقطه دید او و واقعیت را نیز ‏به نمایش می گذارد. به نظر می رسد هیچ چیز فوق العاده ای غیر از یک روایت شکیل از قصه عاشقانه ای کلاسیک و ‏انگلیسی.ار همچون آثار جین آستین یا خواهران برونته در کار نیست. اما با نزدیک شدن فیلم به میانه خود و نمایش ‏دهشت های جنگ و ارجاع به حادثه ای مهم در تاریج جنگ جهانی دوم[تخلیه دانکرک، که مهم ترین سکانس اگر نباشد، ‏لااقل باشکوه ترین و عظیم ترین آنهاست] کم کم فیلم جهت و چهره دیگری به خود می گیرد. بعد از این سکانس است که ‏به نظر می آید برایونی توانسته قدرت رویارویی و طلب بخشش از خواهرش و رابی را پیدا کند. اما با یک جامپ کات ‏به زمان حال و ملاقات با برایونی که اکنون رمان نویسی موفق و سالخورده است، حقیقت را کشف می کنیم. تمامی ‏داستانی که تا این لحظه شاهد آن بودیم، بیست و یکمین و آخرین رمان اوست. رمانی که بر خلاف دیگر آثارش جنبه ‏اتوبیوگرافیک دارد و از این رو بعد از بازنویسی های مکرر به چاپ رسیده، چون مولف خود را در آستانه مردن می ‏داند. او بالاخره موفق شده تا اشتباه بزرگ خود را در قالب رمانی که فیلم نام خود را از آن گرفته، جبران کند. چون ‏خواهرش سسیلیا در واقعیت به هنگام جنگ در یک پناهگاه زیر زمینی به دام افتاده و غرق شده و رابی نیز در آخرین ‏روز تخلیه دانکرک بر اثر زخمی که روی اش داشته، کشته شده است... اما رمان برایونی تالیس دو عاشق را در ‏خانه ای ساحلی که رویای زندگی هر دو شان بود، به هم رسانده است. ‏
تماشای چنین فیلمی کلاسیک نما و باشکوه چون فیلم های دیوید لین کبیر تجربه بسیار خوشایندی است و سخت یادآور ‏فیلم های خوبی چون برخورد کوتاه و ربه کا که در انتقال فضای دوران جنگ جهانی دوم بریتانیا بسیار موفق بودند. با ‏این حال نباید در این میان سهم فیلمنامه نویس و منبع اقتباس را در توفیق فیلم از یاد برد. ایان مک اوان از رمان ‏نویسانی است که فیلمسازان بسیاری به برگردان آثارش علاقه نشان داده اند و حاصل کار نیز اغلب به یاد ماندنی بوده ‏است. آرامش غریبه ها [1990، پل شرایدر]، باغ سیمانی [1993، اندرو بیرکین]، بی گناه [1993، جان شلزینگر] و از ‏همه مشهور تر عشق ماندگار[2004، راجر میچل] که در دو سال قبل در همین صفحات معرفی شد. مک اوان خود ‏گفته است که می نویسد تا به خوانندگانش شوک وارد کند، رایت نیز همین کار را با فیلمش انجام می دهد. این دو به ما ‏می گویند که باید مراقب رفتارهای احساسی خود باشیم، چون می تواند فجایع غیر قابل جبران به بار بیاورد! و گفتن ‏اینکه "بسیار بسیار متاسفم از..." دردی را دوا نمی کند.‏
دومین همکاری رایت با کایرا نایتلی جوان نیز بدون شک دیدنی است، نایتلی بی تعارف هنرپیشه بی رقیب رومانس ‏های انگلیسی زمانه ماست. جبران/کفاره یک فیلم 30 میلیونی است که وجهه ای خوب برای سازنده اش و سینمای ‏انگلستان به دنبال خواهد داشت. تماشای آن حتی اگر برای دیدن برداشت بلند چهار و نیم دقیقه ای سکانس دانکرک[که 5 ‏بار فیلمبرداری شده] نیز باشد، واجب است. سکانسی که ساختنش هر کارگردان کهنه کاری را هم چالش می طلبد!‏

ژانر: درام، عاشقانه، جنگی.




سرگرمي
 
http://files.parscloob.com/files/74438melodi-468x60.gif

http://files.yektashop.com/uploads/bnr/94148yekta.gif