دارودسته ای از موتورسواران جوان به نام یاغیان سیاه پوش پس از محروم شدن در یک مسابقه ی موتورسواری ، به شهر کوچکی می روند و با تردد در خیابان اصلی شهر ، اهالی شهر را به وحشت می اندازند . سردسته ی آنها به نام جانی (مارلون براندو ) دل به دختر رئیس پلیس شهر می بازد ، اما وقتی دارو دسته ی رقیب از راه می رسند مشکل اصلی آغاز میشود .
نمایندگان توطئه گر سنای روم به رهبری کاسیوس و با همدستی بروتوس که به گمان خود خیال خدمت به روم را دارند ، ناجوانمردانه جولیوس سزار امپراتور روم را را با خنجرهای خود در سنا به خاک و خون میکشند . مارک آنتونی ( مارلون براندو ) ، دوست و فامیل سزار ، با یک خطابه آتشین مردم را متوجه اصل ماجرا کرده تشویق به شورش میکند . سرانجام مارک آنتونی با کمک اوکتاویوس همه ی آنها را در نبردی خونین از پا در می آورد و بروتوس هم خودکشی می کند .
* خطابه ی آتشین مارک آنتونی در این فیلم براندو را نامزد اسکار کرد . --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مکزیک در سال 1909 . امیلیانو زاپاتا (مارلون براندو) رهبر دهقانان ستمدیده پس از شکست دادن ژنرال هوئرتا ، رئیس جمهور مکزیک میشود ، اما درست زمانیکه نزدیک بود غرور بر او چیره شود از قدرت کناره گیری می کند . سرانجام با خیانت یکی از همرزمان قدیمی اش به یک قلعه نظامی کشانده میشود و ناجوانمردانه کشته میشود . ولی حماسه اش پایدار می ماند .
فیلمنامه نویس : تنسی ویلیامز ( نمایش اتوبوسی به نام هوس در سال 1947 روی صحنه رفته بود و مارلون براندو در آن بسیار درخشیده بود و سپس کازان و تنسی ویلیامز تصمیم گرفتند بر اساس این نمایشنامه یک فیلم بسازند بهمین علت ویلیامز فیلم نامه آن را نگاشت )
فیلمبردار : هری استرادلینگ
موسیقی : الکس نورت
محصول 1951 ، 122 دقیقه ، سیاه و سفید
خلاصه داستان : زنی جنوبی و میان سال که پس از مرگ همسرش دچار افسردگی شده و به تا حدی به انحراف کشیده میشود ، برای اقامت نزد خواهر کوچکترش در شهر دیگری می رود و در آنجا طی اقامتش با شوهر خواهرش ، استنلی کوالسکی (مارلون براندو ) دچار اختلاف میشود . در این بین این زن دوباره عاشق شده و امید به زندگی در او زنده میشود اما استنلی برای انتقام از بدزبانی های او به او تعدی کرده و او را به جنون میکشد .
* براندو در این فیلم دنیای بازیگری را از چهارچوب مصنوعی خویش بیرون میکشد و بازیگران بزرگ زمان خویش را وادار میکند تا بارها و بارها بازی او را در سینما بررسی کنند و درس بیاموزند --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در یک آسایشگاه توان بخشی ، معلولان جنگی را برای شروع زندگی شخصی آماده میکنند . یکی از آنها ( مارلون براندو ) که نمی تواند با معلولیتش کنا بیاید عصیان زده و خشمگین است ، ولی نامزدش او را در فائق آمدن بر مشکلاتش یاری میدهد . ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------