صفحه اصلی سينما اخبار روز سینما نگاهی به کارنامه سینمایی و فیلم «زندگی واقعی آنجل دورل» (۲۰۰۷) فرانسوا اوزون
با كليك بر روي عكس به ادامه مطلب برويد

نگاهی به کارنامه سینمایی و فیلم «زندگی واقعی آنجل دورل» (۲۰۰۷) فرانسوا اوزون

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
سينما - اخبار روز سینما
سینمای ما - فیلم های فرانسوا اوزون کارگردان و فیلمنامه نویس ۴۱ ساله فرانسوی عموماً با نگاه هزل آمیز و لطافت طبع نافذ، و اتخاذ دیدگاهی آزادانه نسبت به جنسیت انسانی تعریف و توصیف می شود. طی سال های اخیر موفقیت دو فیلم «هشت زن» (۲۰۰۰) و «استخر شنا» (۲۰۰۳)، نام وی را به عنوان نابغه جدید سینمای فرانسه بر سر زبان ها افکنده است. اوزون در میان کارگردان موسوم به «موج نوی جدید» فرانسه از جمله فیلیپ راموس، ایو کامو و ژان پل سیوریاک، موفق ترین محسوب می شود.
فرانسوا اوزون ۱۵ نوامبر ۱۹۶۷ در پاریس به دنیا آمد. پس از مطالعه کارگردانی سینما در آموزشگاه
«La Femis» چندین فیلم کوتاه ساخت. در فاصله ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۸ بالغ بر ۱۸ فیلم کوتاه که از آن میان می توان به تریلر کمدی هفت دقیقه یی «عکس خانوادگی» (۱۹۸۸)، «۱«۲» (۱۹۹۱)، مستند« پوست علیه پوست» (۱۹۹۱)، «Thomas reconstituژ » (۱۹۹۲)، «ویکتور» (۱۹۹۳)، « اکشن وریته»
(۱۹۹۴ / برنده بهترین فیلم کوتاه از سندیکای منتقدین فرانسه)، مستند «ژوسپین می درخشد» (۱۹۹۵) و کمدی کوتاه پنج دقیقه یی «مرد ایده آل» (۱۹۹۶) را نام برد. دو فیلم کوتاه موفق از اوزون برنده جایزه نخست جشنواره فیلم آویگنون - موجب شناسایی این چهره جویای نام سینمای فرانسه شد؛ دو فیلمی که هسته های نخستین سبک هنری وی را ارائه می دادند. سال ۱۹۹۸ آغاز روند موفق اوزون بود. در این سال علاوه بر فیلم کوتاه «۲۰۰۰ X» - برنده جایزه نخست از دو جشنواره معتبر فیلم کوتاه - و تریلر۵۲ دقیقه یی «دریا را ببین»، فیلم بلند «سیتکام» (به معنای کمدی موقعیت) آماجی از جوایز و تمجید و تحسین تماشاچیان و منتقدان را برای این کارگردان به همراه داشت. تریلر جنایی «عشاق جانی» (۱۹۹۹) تداعی کننده «روانی» (۱۹۶۰) هیچکاک فیلم بعدی اوزون بود که جایزه بزرگ هیات داوران و نیز جایزه بهترین فیلم از دید تماشاگران جشنواره لس آنجلس را تصاحب کرد.
اوزون پس از ساخت فیلمی که اقتباسی بود از «آب بر روی صخره های آتشین می چکد» فاسبیندر (کارگردان محبوب اوزون)، به کارگردان مشهور فرانسه بدل شد. داستان نامتعارف فیلم که در آلمان دهه ۷۰ می گذرد این فیلم را کاندیدای خرس طلایی جشنواره برلین ساخت و جایزه مهمی را از جشنواره فیلم نیویورک از آن اوزون کرد. با این فیلم درونمایه های اصلی و دغدغه های ذهنی فیلمسازی اوزون بیش از پیش آشکار شد. در همین سال (۲۰۰۰) با بازی خیال انگیز شارلوت رمپلینگ در فیلم «در زیر ریگ روان»، اوزون یک بار دیگر ذائقه توانای خود را در روایت داستان و اتخاذ نظری بدیع برای پرداخت به آن به کار گرفت تا مخاطبان را مبهوت و مسحور هنر خود سازد. مقام شامخ کارگردانی طراز اول سینمای روز جهان با فیلم کمدی- جنایی موزیکال «۸ زن» (۲۰۰۲) نصیب اوزون شد. استفاده از بازیگران نام آشنای سینمای فرانسه، کاترین دونوو، فانی آردان، ایزابل هوپر، امانوئله بیر و... برای فیلمی که در آن همه کسانی که در یک خانه اند می توانند قاتل باشند، در فضایی یادآور ملودرام های دهه ۵۰ هالیوود خصوصاً داگلاس سیرک موفقیت تجاری و هنری - جایزه ویژه لومیر و نامزدی خرس طلایی برلین- بی سابقه یی را برای آن موجب شد. «استخر شنا» (۲۰۰۳، جایزه بهترین فیلم از جشنواره بانکوک، نامزد نخل طلای کن و نیز بهترین فیلم سال اروپا) و «۲+۵» (۲۰۰۴، کاندیدای شیر طلایی جشنواره ونیز) درام «زمان رفتن» (۲۰۰۵، برنده میخ نقره یی جشنواره وایادولید) با بازی ژان مورو و ملویل پوپو، بیش از پیش جایگاه سینمای مستقل و شخصی اوزون را در عرصه بین الملل محکم تر ساخت.
اوزون پس از ساخت رومنس کوتاه «پیش پرده» (۲۰۰۶) با بازی لویی گارل ستاره فیلم «رویابین ها»ی (۲۰۰۴) برتولوچی، نخستین فیلم تماماً انگلیسی زبان خود «زندگی واقعی آنجل دولر» (۲۰۰۷) را بر اساس نوولی نوشته نویسنده انگلیسی متعلق به سال های نخستین قرن بیستم، الیزابت تیلور و با بازی رومولا گارای و شارلوت رمپلینگ ساخت. داستان این فیلم روایتگر زندگی دختری فقیر است، درباره یک نویسنده جوان احساسی و آتشین مزاج، داستان زندگی واقعی نویسنده انگلیسی «ماری کورللی» است....
● یک داستان ویکتوریایی
آنجل دختر باهوشی است از خانواده یی فقیر که آرزوی نویسندگی دارد و به دنبال طالع و شانس شهرت خویش است. او با مادر سبزی فروش بیوه اش زندگی می کند. تمام تلاش و کوشش خود را برای مسجل شدن چنین بلندپروازی به کار می گیرد. او دائماً می نویسد و می نویسد و خود را در بهشت آرمانی خود تصور می کند. او از زندگی ساده مادرش متنفر است و پروای گیر افتادن در چنین زیستنی را دارد و خود را بر فراز بال های تخیل، ساکن عمارتی اشرافی تصور می کند. او رسیدن به چنین جهانی را دور از خود نمی داند تا اینکه رمان های بی مزه و بی ذائقه وی در صدر فروش آثار ادبی قرار می گیرد. زندگی وی به شیوه یی نامترقبه زمانی متحول می شود که او با یک برادر و خواهر اشراف زاده آشنا می شود. هر دو آنها به شدت در پی جاه طلبی فرهنگی هستند و هر دو آنها عاشق و شیفته این دختر جویای نام می شوند. او با «اسمه» ازدواج می کند. روزبه روز بر لجام گسیختگی و سرکشی اش افزوده می شود. در گیرودار جنگ جهانی اول دیگر کسی به آنجل و آثار او توجهی نمی کند. در پایان او متکبرانه در میان خرده ریزها و خرت و پرت های زندگی اش می ایستد و به «اسمه» می گوید که «پات رو از دست دادی اما خوبه که زنده یی. تو اینجایی با من، در کنار من، در بهشت.»
فرانسوا اوزون برای اقتباس از نوول کم و بیش هزل آمیز الیزابت تیلور (۱۹۷۵-۱۹۱۲) درباره زندگی یک رمان نویس رمانتیک، ملودرام را بستر و زمینه ساز تصویرسازی خود کرده است. رومولا گارای، آنجل است، بسیار خوشگل، باهوش و پرنخوت. او شخصیتی مشحون از خیال پردازی دارد و به واسطه پروازهای متوحش و ویرانگر قوه مخیله اش، به طور شگفت آوری فریبنده است و خودبینی و خودستایی اش نظیر ندارد. حتی در لحظاتی که آنجل به خودخواه ترین و گاه بی تربیت ترین حضور خود نمود پیدا می کند. واضح است که او زنی است با نیرو و توان محرکه بالا. گارای در هر صحنه از فیلم با چشمان درشت خود و عبارت سازی ها و تغییر لحن های خود، تمام و کمال چنین شخصیتی را در تصویر به نمایش می گذارد.
تصاویر فیلم کم و بیش حسی سوررئال را در خود دارند. لباس ها و نوع پوشش جزء به جزء پرزرق و برق و مجلل است خصوصاً در مورد خود آنجل -که به تدریج ستاره بخت اش طلوع می کند - که به شکلی پیشرونده پوشش اش نامتعارف و عجیب و غریب می شود. صحنه آرایی و فضاسازی فیلم نیز دوست داشتنی و شلوغ و شناور است و تک تک اجزای آن در جهت تکمیل آراسته پرده پس زمینه زندگی دراماتیک آنجل دورل مورد استفاده قرار می گیرند، یک زندگی پرتلاطم در کنار شخصیت های دیگر فیلم؛ مادرش (ژاکلین تانگ) که هرگز او را درک نمی کند، ناشرش تئو و همسرش (سام نیل و شارلوت رمپلینگ)؛ طرفدار پروپاقرص وی (لوسی راسل) و شیفته و عاشق وی برادر نورا «اسمه» (میشاییل فاسبیندر). راسل به عنوان تاییدکننده آنجل اجرایی ظریف و جالب را به نمایش می گذارد و اوست که از واقعیت وجودی و شخصیتی احساسات دراماتیک متورم و ظاهرسازی های آنجل پرده برمی دارد.
کلیت داستان فیلم از میان لنزی می گذرد تا نیاز وسواسانه آنجل به خوب رنگ گرفتن را هویدا سازد. از صحنه های تراژیک فقر گرفته تا ابراز دراماتیک عشق در زیر باران، ما هرگز اطمینان کامل نداریم که آنچه درحال دیدنش هستیم چه چیز است که بین دیگران و آنجل تفاوت می اندازد.
در کنار هم آوردن توانگری و زیاده روی سبک زندگی آنجل و واقعه سهمگین جنگ جهانی اول (و واکنش آنجل به آن، با نوشتن نوول های احساسی تر)، در امتداد تاثیرات آن «اسمه» وارد ماجرا می شود. بازی درخشان فاسبیندر تصویرگر پرتره مرد جوانی است با واکنش ها و صداقت پیشگی هایی بیرون از درک و فهم آنجل. درک مهربانی و ابتلای کاراکتر فاسبیندر و سایر شخصیت های فیلم از جمله سام نیل سبیلو نسبت به آنجل و خصایص ناخوشایند کاراکتر وی بسیار بغرنج و دشوار است مگر آنکه بیننده بر آن شود که با نسخه یی عینی از این داستان مواجه نیست. ما صرفاً آنجل را شاهد هستیم آنچنان که دیده می شود. آنجل بی قاعده، نابهنجار و استثنایی است. زنی عین «اسکارلت اوهارا»ی بربادرفته.

منبع: روزنامه اعتماد



               
به روز شده در : سه‌شنبه 19 آذر 1387 - 20:56


Itna



سرگرمي
 
http://files.parscloob.com/files/74438melodi-468x60.gif

http://files.yektashop.com/uploads/bnr/94148yekta.gif