سینمای ما - «تسكین ناچیز» (Quantum of Solace) به كارگردانی مارك فارستر، بیست و دومین قسمت از مجموعه فیلمهای مامور ۰۰۷ است. فیلم كه ادامه مستقیم جیمز باند قبلی محسوب میشود، دومین فیلمی است كه دنیل كریگ، پس از كازینو رویال در نقش جیمز باندِ آن
بازی كرده است. بازیگری كه از تئاترهای انگلستان به
سینما آمد و تا پیش از «كازینو رویال» تنها چند فیلم هنری (مانند «الیزابت»، «سیلویا»، «مونیخ» و «جاده دوزخ» ) را در كارنامه خود داشت. مایكل ویلسون تهیهكننده فیلم طرح این فیلم را در زمان فیلمبرداری كازینو رویال نوشت و پس از آن فیلمنامه جیمز باند تازه به قلم چند نویسنده از جمله پل هگیس (كارگردان «تصادف» ) نوشته شد. عنوان فیلم از یكی از داستانهای كوتاه یان فلمینگ (خالق شخصیت جیمز باند) به نام «فقط برای چشمهای تو» ( «فقط برای آنكه تو ببینی» ) در سال ۱۹۶۰ انتخاب شده است؛ اگرچه فیلم ارتباط مستقیمی با آن داستان ندارد. فیلمبرداری در پاناما، شیلی، ایتالیا و استرالیا به انجام رسیده و اكران فیلم از تاریخ ۳۱ اكتبر ۲۰۰۸ در انگلستان آغاز شده است و كماكان ادامه دارد. بهنظر میرسد مارك فارستر كارگردان جوان آمریكایی (بادبادك باز) سعی كرده فیلم مدرنی بسازد كه در عینحال موتیفهای كلاسیك این ژانر را نیز در خود داشته باشد. در فیلم اشارات و ارجاعات زیادی به فیلمهای قبلی مجموعه جیمز باند دیده میشود و در عین حال تغییراتی در شخصیتپردازی كلیشهای قهرمان و ضدقهرمان فیلمهای اینگونه داده شده است. مهمترین تغییر را میتوانیم در خود شخصیت جیمز باند ردیابی كنیم.
برخلاف جیمز باندهای قبلی كه معمولا انگیزه ماموریتهایشان از سوی مقام مافوقشان در آنها ایجاد میشد، دنیل كریگ اینبار انگیزهای شخصی هم برای انتقامجویی دارد. او سعی دارد انتقام مرگ معشوقاش وسپر لیند (اوا گرین) را كه در قسمت قبل به قتل رسیده است بگیرد. این یكی از معدود مواردی است كه تاكنون دیدهایم جیمز باند برای مرگ كسی غمگین شده باشد. اگرچه جیمز باند جدید مثل آب خوردن آدم میكشد و خشونت زیادی از خود نشان میدهد، اما آنچنان شكستناپذیر و رویینتن هم به نظر نمیرسد. او از طرف مافوق خود تحت فشار است و در فیلمهای اخیر این مامور ویژه دستور مافوقش را زیر پا میگذارد و حتی برای اولینبار میبینیم كه در موقعیتهایی خودش را با دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی آمریكا و انگلیس در تضاد میبیند. كارگردان سعی كرده جنبههای انسانی و عاطفی و انگیزههای بشری شخصیت جیمز باند را پررنگتر كند. خود مارك فارستر فیلم هم در مصاحبههای خود بر جنبههای انسانی و عاطفی شخصیت جیمز باند تاكید كرده. به عقیده فارستر، دنیل كریگ با خصوصیات فیزیكیاش، و با شیوه بازیاش، باند را از تك بعدی بودن درآورده و به او جنبهای رئالیستی بخشیده است. جنایتكاران این فیلم نه تنها توانایی، مهارت و شجاعت لازم را در برابر جیمز باند ندارند، بلكه حتی قادر به ایجاد رعب و وحشت هم نیستند.
آنها هر چقدر بیشتر سعی میكنند خبیث باشند، مضحكتر به نظر میرسند. جیمزباند به سادگی به آنها نزدیك میشود، از اسرارشان سر درمیآورد و به راحتی حساب تكتكشان را كف دستشان میگذارد. متیو آمالریك، بازیگر نقشهای روشنفكرانه سینمای فرانسه در نقش رئیس تبهكاران در این فیلم، بازرگان مكار و تبهكاری كه میخواهد كنترل آبرسانی نه تنها كشور بولیوی، بلكه كل جهان را در اختیار داشته باشد و برای این منظور با ژنرال مخلوع بولیویایی معامله میكند، چندان باورپذیر نیست. او چهرهای كاریزماتیك دارد و فاقد خصوصیات شیطانی و تهدیدكننده است.
حالا دیگر با دیدن دومین جیمز باند با نقشآفرینی دنیل كریگ میتوان مقایسهای میان او و دیگر بازیگران نقش جیمز باند صورت داد. برخلافشان كانری، راجر مور و پیرس برازنان، دنیل كریگ شخصیت شوخ و بذلهگویی ندارد و بسیار تلخ و خشن و بیرحم و در عین حال افسرده به نظر میرسد. نویسندگان فیلمنامه «تسكین ناچیز» جنبههای روانشناسانه شخصیتهای فیلم را مدنظر داشتهاند و از این نظر فیلم جیمز باندی متفاوتی خلق كردهاند. جیمز باند در پایان زنده میماند، اما اینبار در ذهن تماشاگر بیشتر شبیه به یك قهرمان تراژیك است تا اسطورهای شكستناپذیر.
جیمز باند مارك فارستر در جاهایی به مجموعه فیلمهای «بورن» و شخصیت «جیسون بورن» پهلو میزند. حركتهای سریع دوربین و تدوین با ریتم تند تصاویر از نشانههای این شباهت هستند. بعید نیست كه فارستر تحت تاثیر موفقیت فیلمهای بورن قرار گرفته باشد و خواسته باشد با جیمز باندش چیزی در همان ردیف ارائه كند. میشود فهمید كه در بسیاری از صحنههای اكشن، تنها نشان دادن اكشن هیجانانگیز و تاثیرگذار مدنظر بوده و جنبههای زیباییشناسی فیلم عمداً یا سهواً در حاشیه قرار گرفته است. فارستر هرجا كه در داستانگویی كم آورده، صحنههای اكشن را بیمقدمه شروع كرده است. اینجاست كه تماشاگر ممكن است فكر كند ساختن ادامه جیمز باند برای كارگردان جوانی چون فارستر سنگ بزرگی بوده است. زمان فیلم ۱۰۵ دقیقه است كه در تاریخ مجموعه جیمز باند كمترین زمان است.
اینطور كه معلوم میشود نظرات منتقدان درباره «تسكین ناچیز» ضد و نقیض است. ۶۵ درصد نقدهای سایت Rotten Tomatoes نقد مثبت بودهاند. در سایت متاكریتیك ۵۸ امتیاز از ۱۰۰ امتیاز براساس نقدهای نوشته شده به فیلم داده شده است. منتقدان بهطور كلی «كازینو رویال» را بیشتر پسندیدهاند اما جملگی نقشآفرینی دنیل كریگ را تحسین كردهاند. همچنین اكثر منتقدان بر این قول متفق بودهاند كه فیلم بههرحال به عنوان ادامهای در مجموعه جیمز باند لذتبخش و
دیدنی است. صحنههای اكشن و ضرباهنگ فیلم تحسین منتقدان را برانگیخته، اما انتقادها جایی فزونی میگیرد كه به لحن جدی و نیشدار فیلم پرداخته میشود. كیم نیومن از مجله امپایر معتقد است این فیلم نه عظیمتر از «كازینو رویال» است و نه بهتر از آن. او میگوید كازینو رویال حركت هوشمندانهای بود كه در پایان این حس را به تماشاگر میداد كه ماموریت باند تازه آغاز شده. روزنامه گاردین نیز نقد مثبتی بر فیلم منتشر كرده است. وجه مثبت نقد گاردین نیز بیشتر به اجرای دنیل كریگ برمیگردد. منتقد گاردین معتقد است دنیل كریگ فیلم را از آن خود كرده است. او درباره فیلم مینویسد:« جیمز باندی سقوط كرده، با اكشن زیاد، طنز و شوخطبعی كم، اسیر زرق و برق لوكیشنها و تولید كوتاهمدت.» گاردین اینطور نتیجه میگیرد: « تسكین ناچیز به خوبی كازینو رویال نیست: وقار هوشمندانه دنیل كریگ در اولین جیمزباندش، اینجا فدای اكشن سنتی شده است. اما این مرد خودش به فیلم قوت میدهد، او بار فیلم را بر دوش میكشد، این چیزی است كه نمیشود درباره یك بازیگر توضیحش داد.
دنیل كریگ خودش را بالا كشیده است.» راجر ایبرت منتقد شیكاگو سان تایمز كه كاملاً از «كازینو رویال» خوشش آمده بود نیز «تسكین ناچیز» را دوست ندارد. به گمان او طرح فیلم متوسط است، شخصیتها ضعیف هستند و این آقای باند تشخیص معمولش را ندارد. اگرچه ایبرت هم بازی دنیل كریگ را تحسین میكند. ایبرت در نقدش مرتب تكرار میكند كه :«جیمز باند قهرمانی اكشن نیست». او همچنین از كمبود ضد قهرمانهای شرور و خارقالعاده در فیلم انتقاد میكند. نكته دیگر اینكه در فیلمهای جیمز باند معمولاً ابزار و وسایل تكنولوژیك پیشرفتهای وجود داشت كه چشم بیننده را خیره میكرد. در فیلم تازه جیمز باند از ابزارهای جاسوسی و امنیتی عجیب و غریب جیمز باند، خبری نیست تنها یك موبایل نسبتا پیچیده چند منظوره وجود دارد كه ممكن است در برخی مغازههای لندن یا نیویورك هم یافت شود و یك میز برنامهریزی مایكروسافت بسیار جالب و خیرهكننده كه گویا شركت مایكروسافت آن را ساخته ولی هنوز بیرون نداده و در واقع در این فیلم تبلیغاش را كرده است.
این فیلم كه با بودجه ۲۲۵ میلیون دلار ساخته شده در اكران عمومی موفق بوده است. در انگلستان با ۸ میلیون دلار ركورد نمایش شب افتتاحیه را شكست و همین اتفاق در بسیاری از كشورهای اروپایی نیز تكرار شد. در آمریكا نیز ركورد بیشترین فروش افتتاحیه در مجموعه فیلمهای جیمز باند را به دست آورد و تا هفته گذشته كه سومین هفته اكران آن در این قاره بود، از مرز ۱۴۰ میلیون دلار گذشت. فروش كل فیلم در سطح جهان تا این زمان بیشتر از ۴۵۴ میلیون دلار بوده است و اكرانش در سراسر جهان همچنان ادامه دارد.
● تسكین ناچیز Quantum of Solace
كارگردان: مارك فارستر/ نویسندگان: پل هیگس، نیل پورویس، رابرت وید/ تهیهكننده: باربارا براكولی، مایكل جی.ویلسن / مدیر فیلمبرداری: روبرتو شیفر/ تدوین: مت چیس، ریچارد پیرسن/ موسیقی: دیوید آرنولد / طراح صحنه: دنیس گاسنر / طراح لباس: لوییس فراگلی / محصول مشترك انگلستان و ایالات متحده ۲۰۰۸ / زمان نمایش: ۱۰۶ دقیقه / بازیگران: دنیل كریگ، ماتیو آمالریك، اولگا كوریلنكوا، جما آترتون، جودی دنچ، جفری رایت، جانكارلو جانینی، آناتول توبمن/ خلاصه داستان: جیمز باند بعد از مرگ محبوبش «وسپرلیند» (در فیلم «كازینورویال») به دنبال قاتلان او میگردد و با گروهی به نام «كوآنتوم»، شركتی با عنوان «سرزمین سبز» و عدهای از سیاستمداران آمریكای لاتین كه نقشههای خطرناكی در سر دارند، درگیر میشود.
منبع: روزنامه کارگزاران